esmolols

[ایالات متحده]/ˌɛs.məˈlɒl/
[بریتانیا]/ˌɛs.məˈlɑl/

ترجمه

n. یک بتا-بلوک کننده با اثر کوتاه که در درمان پزشکی استفاده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

esmolol administration

تجویز اسمولول

esmolol infusion

انفوزیون اسمولول

esmolol dosage

دوز اسمولول

esmolol effects

اثرات اسمولول

esmolol therapy

درمان با اسمولول

esmolol monitoring

نظارت بر اسمولول

esmolol side effects

عوارض جانبی اسمولول

esmolol use

مصرف اسمولول

esmolol contraindications

نشانه‌های منع مصرف اسمولول

esmolol benefits

فواید اسمولول

جملات نمونه

esomeprazole is often prescribed alongside esmolol.

اِسُومِپرازول اغلب همراه با اِسْمولول تجویز می شود.

esmolol is commonly used in emergency medicine.

اِسْمولول معمولاً در طب اورژانس استفاده می شود.

patients receiving esmolol should be monitored closely.

بیمارانی که اِسْمولول دریافت می کنند باید به دقت تحت نظر باشند.

esmolol can help manage rapid heart rates.

اِسْمولول می تواند به مدیریت ضربان قلب سریع کمک کند.

doctors may choose esmolol for its quick action.

پزشکان ممکن است اِسْمولول را به دلیل اثرات سریع آن انتخاب کنند.

side effects of esmolol can include low blood pressure.

عوارض جانبی اِسْمولول می تواند شامل فشار خون پایین باشد.

esmolol is delivered intravenously in a clinical setting.

اِسْمولول به صورت داخل وریدی در یک محیط بالینی تجویز می شود.

patients may experience dizziness when taking esmolol.

بیماران ممکن است هنگام مصرف اِسْمولول سرگیجه را تجربه کنند.

esmolol is effective for controlling intraoperative hypertension.

اِسْمولول برای کنترل فشار خون بالا در حین عمل جراحی موثر است.

always consult a physician before starting esmolol therapy.

قبل از شروع درمان با اِسْمولول همیشه با پزشک مشورت کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید