espinal

[ایالات متحده]/ˈɛspɪnəl/
[بریتانیا]/ˈɛspɪnəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جنگل خشک (گیاه) ، جنگل خشک خاردار

عبارات و ترکیب‌ها

espinal cord

طناب نخاعی

espinal injury

آسیب نخاعی

espinal nerves

اعصاب نخاعی

espinal column

ستون فقرات

espinal surgeries

جراحی‌های ستون فقرات

espinal fusion

تثبیت ستون فقرات

espinal disorders

اختلالات نخاعی

espinal reflexes

رفلکس‌های نخاعی

espinal anatomy

آناتومی نخاع

espinal research

تحقیقات نخاعی

جملات نمونه

espinal is a small town in spain.

اسپینال یک شهر کوچک در اسپانیا است.

the espinal family has lived there for generations.

خانواده اسپینال نسل‌ها در آنجا زندگی کرده‌اند.

many tourists visit espinal for its beautiful landscapes.

بسیاری از گردشگران برای مناظر زیبایش از اسپینال بازدید می‌کنند.

she bought a painting from an artist in espinal.

او یک نقاشی از یک هنرمند در اسپینال خرید.

espinal is known for its rich cultural heritage.

اسپینال به خاطر میراث فرهنگی غنی خود شناخته شده است.

they are planning a festival in espinal next month.

آنها در ماه آینده در حال برنامه‌ریزی یک جشنواره در اسپینال هستند.

espinal's cuisine features traditional spanish dishes.

آشپزی اسپینال شامل غذاهای سنتی اسپانیایی است.

the espinal community is very welcoming to newcomers.

جامعه اسپینال برای افراد جدید بسیار صمیمی و استقبال کننده است.

he learned to play guitar in espinal's local music school.

او یاد گرفت گیتار را در مدرسه موسیقی محلی اسپینال بنوازد.

espinal offers various outdoor activities for adventure lovers.

اسپینال فعالیت‌های فضای باز متنوعی را برای دوستداران ماجراجویی ارائه می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید