esplanades

[ایالات متحده]/ˌɛspləˈneɪdz/
[بریتانیا]/ˌɛspləˈneɪdz/

ترجمه

n. فضاهای باز صاف، معمولاً برای استفاده عمومی

عبارات و ترکیب‌ها

beautiful esplanades

اسپیلیدهای زیبا

city esplanades

اسپیلیدهای شهری

waterfront esplanades

اسپیلیدهای کنار آب

public esplanades

اسپیلیدهای عمومی

coastal esplanades

اسپیلیدهای ساحلی

urban esplanades

اسپیلیدهای شهری

scenic esplanades

اسپیلیدهای دیدنی

historic esplanades

اسپیلیدهای تاریخی

deserted esplanades

اسپیلیدهای متروکه

charming esplanades

اسپیلیدهای جذاب

جملات نمونه

the city is known for its beautiful esplanades along the river.

شهر به خاطر اسپلندهای زیبایش در امتداد رودخانه شناخته شده است.

people often gather on the esplanades to enjoy the sunset.

افراد اغلب در اسپلندها گرد هم جمع می شوند تا از غروب خورشید لذت ببرند.

esplanades provide a perfect place for jogging and walking.

اسپلندها مکانی عالی برای دویدن و پیاده روی فراهم می کنند.

we had a picnic on one of the city's lovely esplanades.

ما در یکی از اسپلندهای زیبای شهر پیک نیک داشتیم.

esplanades are often lined with cafes and shops.

اسپلندها اغلب با کافه ها و مغازه ها احاطه شده اند.

the esplanades are a popular spot for street performers.

اسپلندها یک مکان محبوب برای هنرمندان خیابانی هستند.

families love to stroll along the esplanades during weekends.

خانواده ها عاشق قدم زدن در امتداد اسپلندها در آخر هفته ها هستند.

esplanades often host various cultural events throughout the year.

اسپلندها اغلب در طول سال میزبان رویدادهای فرهنگی مختلف هستند.

walking along the esplanades offers stunning views of the ocean.

قدم زدن در امتداد اسپلندها مناظر خیره کننده ای از اقیانوس ارائه می دهد.

many cities are developing esplanades to enhance public spaces.

شهرهای زیادی در حال توسعه اسپلندها برای بهبود فضاهای عمومی هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید