eulogized the hero
قهرمان را ستایش کرد
eulogized for bravery
به خاطر شجاعت ستایش شد
eulogized in speech
در سخنرانی ستایش شد
eulogized by friends
توسط دوستان ستایش شد
eulogized his legacy
میراث او را ستایش کرد
eulogized at funeral
در مراسم خاکسپاری ستایش شد
eulogized for kindness
به خاطر مهربانی ستایش شد
eulogized in article
در مقاله ستایش شد
eulogized by colleagues
توسط همکاران ستایش شد
eulogized for achievements
به خاطر دستاوردها ستایش شد
the community eulogized the beloved teacher at the memorial service.
جامعه، معلم محبوب را در مراسم یادبود ستایش کرد.
she eulogized her late grandmother with heartfelt words.
او با کلمات پر احساس، مادربزرگ مرحوم خود را ستایش کرد.
the author was eulogized for his contributions to literature.
نویسنده به خاطر مشارکت او در ادبیات مورد ستایش قرار گرفت.
during the ceremony, the soldiers were eulogized for their bravery.
در طول مراسم، سربازان به خاطر شجاعتشان مورد ستایش قرار گرفتند.
many eulogized the athlete for his incredible achievements.
بسیاری از ورزشکار به خاطر دستاوردهای فوق العاده اش ستایش کردند.
friends gathered to eulogize their departed companion.
دوستان برای ستایش دوست درگذشته شان گرد هم آمدند.
the film eulogized the spirit of resilience in the face of adversity.
فیلم، روح تاب آوری در برابر سختی ها را ستایش کرد.
at the funeral, many eulogized the impact he had on their lives.
در مراسم خاکسپاری، بسیاری از تأثیر او بر زندگی آنها ستایش کردند.
the speech eulogized the values of honesty and integrity.
سخنرانی، ارزش های صداقت و یکپارچگی را ستایش کرد.
she eulogized her friend’s kindness and generosity.
او مهربانی و سخاوت دوستش را ستایش کرد.
eulogized the hero
قهرمان را ستایش کرد
eulogized for bravery
به خاطر شجاعت ستایش شد
eulogized in speech
در سخنرانی ستایش شد
eulogized by friends
توسط دوستان ستایش شد
eulogized his legacy
میراث او را ستایش کرد
eulogized at funeral
در مراسم خاکسپاری ستایش شد
eulogized for kindness
به خاطر مهربانی ستایش شد
eulogized in article
در مقاله ستایش شد
eulogized by colleagues
توسط همکاران ستایش شد
eulogized for achievements
به خاطر دستاوردها ستایش شد
the community eulogized the beloved teacher at the memorial service.
جامعه، معلم محبوب را در مراسم یادبود ستایش کرد.
she eulogized her late grandmother with heartfelt words.
او با کلمات پر احساس، مادربزرگ مرحوم خود را ستایش کرد.
the author was eulogized for his contributions to literature.
نویسنده به خاطر مشارکت او در ادبیات مورد ستایش قرار گرفت.
during the ceremony, the soldiers were eulogized for their bravery.
در طول مراسم، سربازان به خاطر شجاعتشان مورد ستایش قرار گرفتند.
many eulogized the athlete for his incredible achievements.
بسیاری از ورزشکار به خاطر دستاوردهای فوق العاده اش ستایش کردند.
friends gathered to eulogize their departed companion.
دوستان برای ستایش دوست درگذشته شان گرد هم آمدند.
the film eulogized the spirit of resilience in the face of adversity.
فیلم، روح تاب آوری در برابر سختی ها را ستایش کرد.
at the funeral, many eulogized the impact he had on their lives.
در مراسم خاکسپاری، بسیاری از تأثیر او بر زندگی آنها ستایش کردند.
the speech eulogized the values of honesty and integrity.
سخنرانی، ارزش های صداقت و یکپارچگی را ستایش کرد.
she eulogized her friend’s kindness and generosity.
او مهربانی و سخاوت دوستش را ستایش کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید