eupnea

[ایالات متحده]/juːpˈniːə/
[بریتانیا]/juːpˈniːə/

ترجمه

n. تنفس عادی یا آرام؛ تنفس آرام
Word Forms
جمعeupneas

عبارات و ترکیب‌ها

normal eupnea

تنفس طبیعی

eupnea rate

نرخ نرمال تنفس

eupnea pattern

الگوی نرمال تنفس

eupnea observation

مشاهده نرمال تنفس

eupnea assessment

ارزیابی نرمال تنفس

eupnea measurement

اندازه گیری نرمال تنفس

eupnea definition

تعریف نرمال تنفس

eupnea control

کنترل نرمال تنفس

eupnea symptoms

علائم نرمال تنفس

eupnea evaluation

ارزیابی نرمال تنفس

جملات نمونه

the patient demonstrated eupnea during the examination.

بیمار در طول معاینه، تنفس طبیعی از خود نشان داد.

maintaining eupnea is crucial for overall health.

حفظ تنفس طبیعی برای سلامتی کلی بسیار مهم است.

the doctor noted the patient's eupnea as a positive sign.

پزشک تنفس طبیعی بیمار را به عنوان یک نشانه مثبت یادداشت کرد.

after the exercise, she returned to a state of eupnea.

پس از ورزش، او به حالت تنفس طبیعی بازگشت.

he was relieved to see his eupnea after the treatment.

او از اینکه پس از درمان، تنفس طبیعی خود را داشت، احساس راحتی کرد.

eupnea is often a sign of good respiratory function.

تنفس طبیعی اغلب نشان دهنده عملکرد خوب تنفسی است.

the athlete's eupnea indicated excellent conditioning.

تنفس طبیعی ورزشکار نشان دهنده آمادگی جسمانی عالی بود.

during sleep, eupnea is essential for restorative processes.

در طول خواب، تنفس طبیعی برای فرآیندهای بازسازی ضروری است.

healthcare professionals monitor eupnea in patients closely.

متخصصان مراقبت‌های بهداشتی به طور دقیق تنفس طبیعی را در بیماران کنترل می‌کنند.

the nurse reassured the family about the patient's eupnea.

پرستار به خانواده اطمینان داد که تنفس طبیعی بیمار خوب است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید