eurasia

[ایالات متحده]/jʊəˈreɪʒə/
[بریتانیا]/jʊˈreɪʒə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک توده بزرگ زمین که شامل اروپا و آسیا است

عبارات و ترکیب‌ها

eurasia region

منطقه اوراسیا

eurasia trade

تجارت اوراسیا

eurasia policy

سیاست اوراسیا

eurasia partnership

همکاری اوراسیا

eurasia initiative

ابتکار اوراسیا

eurasia connectivity

اتصال اوراسیا

eurasia summit

نشست اوراسیا

eurasia network

شبکه اوراسیا

eurasia development

توسعه اوراسیا

eurasia cooperation

همکاری اوراسیا

جملات نمونه

eurasia is known for its diverse cultures.

یوروآسیا به دلیل فرهنگ‌های متنوعش شناخته شده است.

many countries in eurasia share historical ties.

بسیاری از کشورها در یوروآسیا پیوندهای تاریخی دارند.

the trade routes in eurasia have evolved over centuries.

مسیرهای تجاری در یوروآسیا در طول قرن‌ها تکامل یافته‌اند.

eurasia plays a significant role in global geopolitics.

یوروآسیا نقش مهمی در ژئوپلیتیک جهانی ایفا می‌کند.

tourism in eurasia attracts millions of visitors each year.

گردشگری در یوروآسیا هر سال میلیون‌ها بازدید کننده را جذب می‌کند.

the biodiversity of eurasia is crucial for environmental balance.

تنوع زیستی یوروآسیا برای حفظ تعادل محیطی بسیار مهم است.

eurasia's economy is rapidly growing in various sectors.

اقتصاد یوروآسیا به سرعت در بخش‌های مختلف در حال رشد است.

many languages are spoken across eurasia.

بسیاری از زبان‌ها در سراسر یوروآسیا صحبت می‌شود.

eurasia has a rich history of trade and exploration.

یوروآسیا دارای تاریخچه غنی تجارت و اکتشاف است.

the silk road connected various regions of eurasia.

جاده ابریشم مناطق مختلف یوروآسیا را به هم متصل کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید