eurasians

[ایالات متحده]/jʊəˈreɪʒənz/
[بریتانیا]/jʊˈreɪʒənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به اوراسیا; نژاد مختلط از نژادهای اروپایی و آسیایی
n. شخصی با نژاد مختلط اروپایی و آسیایی; عضوی از قومی که در اروپا و آسیا پراکنده است

عبارات و ترکیب‌ها

eurasians unite

eurasians unite

eurasians connect

eurasians connect

eurasians collaborate

eurasians collaborate

eurasians thrive

eurasians thrive

eurasians explore

eurasians explore

eurasians innovate

eurasians innovate

eurasians influence

eurasians influence

eurasians exchange

eurasians exchange

eurasians learn

eurasians learn

eurasians celebrate

eurasians celebrate

جملات نمونه

eurasians have a rich cultural heritage.

بزرگان اوراسیایی دارای میراث فرهنگی غنی هستند.

many eurasians celebrate diverse festivals.

بسیاری از اوراسیایی ها جشنواره های متنوعی را جشن می گیرند.

eurasians often share culinary traditions.

اوراسیایی ها اغلب سنت های آشپزی را به اشتراک می گذارند.

some eurasians are multilingual.

برخی از اوراسیایی ها چند زبانه هستند.

eurasians contribute to global art and music.

اوراسیایی ها به هنر و موسیقی جهانی کمک می کنند.

there is a growing interest in eurasian studies.

علاقه ای رو به رشد به مطالعات اوراسیایی وجود دارد.

eurasians often have unique family structures.

اوراسیایی ها اغلب دارای ساختارهای خانوادگی منحصر به فرد هستند.

many eurasians travel extensively for work.

بسیاری از اوراسیایی ها به طور گسترده برای کار سفر می کنند.

eurasians play a significant role in international relations.

اوراسیایی ها نقش مهمی در روابط بین الملل ایفا می کنند.

understanding eurasians' perspectives can enhance cooperation.

درک دیدگاه های اوراسیایی می تواند همکاری را افزایش دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید