evacuees

[ایالات متحده]/ɪˌvæk.juːˈiːz/
[بریتانیا]/ɪˌvæk.juˈiːz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی که تخلیه شده‌اند؛ پرسنل تخلیه

عبارات و ترکیب‌ها

displaced evacuees

آوارگان آواره

evacuees shelter

سرپناه آوارگان

evacuees assistance

کمک به آوارگان

evacuees support

حمایت از آوارگان

evacuees return

بازگشت آوارگان

evacuees needs

نیازهای آوارگان

evacuees camp

کمپ آوارگان

evacuees care

مراقبت از آوارگان

evacuees report

گزارش آوارگان

evacuees coordination

هماهنگی آوارگان

جملات نمونه

the government provided shelter for the evacuees.

دولت سرپناهی برای آوارگان فراهم کرد.

evacuees were given food and water at the relief center.

آوارگان در مرکز امداد و نجات غذا و آب دریافت کردند.

many evacuees lost their homes due to the disaster.

بسیاری از آوارگان خانه‌های خود را در اثر این فاجعه از دست دادند.

the local community came together to support the evacuees.

جامعه محلی برای حمایت از آوارگان متحد شد.

evacuees were provided with medical assistance.

آوارگان از کمک‌های پزشکی برخوردار شدند.

some evacuees were relocated to temporary housing.

برخی از آوارگان به مسکن موقت منتقل شدند.

the organization helped evacuees find jobs after the crisis.

سازمان به آوارگان کمک کرد تا پس از بحران شغل پیدا کنند.

evacuees shared their stories of survival and resilience.

آوارگان داستان‌های بقا و تاب‌آوری خود را به اشتراک گذاشتند.

support groups were formed for the evacuees to cope with trauma.

گروه‌های حمایتی برای کمک به آوارگان برای مقابله با آسیب‌های روحی تشکیل شد.

evacuees expressed gratitude for the assistance they received.

آوارگان از کمک‌هایی که دریافت کردند قدردانی کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید