evaluates

[ایالات متحده]/ɪˈvæljʊeɪts/
[بریتانیا]/ɪˈvæljuˌeɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. ارزیابی یا قضاوت در مورد ارزش یا کیفیت چیزی; محاسبه ارزش چیزی; ارائه نظر در مورد چیزی; در ریاضیات یا منطق، تعیین مقدار عددی چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

evaluates performance

ارزیابی عملکرد

evaluates results

ارزیابی نتایج

evaluates progress

ارزیابی پیشرفت

evaluates effectiveness

ارزیابی اثربخشی

evaluates risks

ارزیابی ریسک‌ها

evaluates options

ارزیابی گزینه‌ها

evaluates strategies

ارزیابی استراتژی‌ها

evaluates data

ارزیابی داده‌ها

evaluates feedback

ارزیابی بازخورد

evaluates solutions

ارزیابی راه حل‌ها

جملات نمونه

the teacher evaluates the students' progress regularly.

معلم به طور منظم پیشرفت دانش‌آموزان را ارزیابی می‌کند.

she evaluates the effectiveness of the new marketing strategy.

او اثربخشی استراتژی بازاریابی جدید را ارزیابی می‌کند.

the committee evaluates all applications thoroughly.

کمیته به طور کامل همه درخواست‌ها را ارزیابی می‌کند.

he evaluates his performance after every presentation.

او عملکرد خود را بعد از هر ارائه ارزیابی می‌کند.

the software evaluates data in real-time.

نرم‌افزار داده‌ها را در زمان واقعی ارزیابی می‌کند.

the doctor evaluates the patient's health condition.

پزشک وضعیت سلامتی بیمار را ارزیابی می‌کند.

the manager evaluates team dynamics during meetings.

مدیر پویایی گروه را در طول جلسات ارزیابی می‌کند.

the researcher evaluates the results of the experiment.

محقق نتایج آزمایش را ارزیابی می‌کند.

she evaluates her options before making a decision.

او قبل از تصمیم‌گیری، گزینه‌های خود را ارزیابی می‌کند.

the app evaluates user feedback to improve functionality.

برنامه بازخورد کاربران را برای بهبود عملکرد ارزیابی می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید