evocations

[ایالات متحده]/ˌiːvəˈkeɪʃənz/
[بریتانیا]/ˌiːvəˈkeɪʃənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل یادآوری چیزی یا فراخوانی آن؛ نمونه‌ای از احضار، به‌ویژه در زمینه‌های روحانی یا ماوراء طبیعی

عبارات و ترکیب‌ها

artistic evocations

برانگیزش‌های هنری

emotional evocations

برانگیزش‌های احساسی

cultural evocations

برانگیزش‌های فرهنگی

spiritual evocations

برانگیزش‌های معنوی

sensory evocations

برانگیزش‌های حسی

nostalgic evocations

برانگیزش‌های نوستالژیک

visual evocations

برانگیزش‌های بصری

poetic evocations

برانگیزش‌های شاعرانه

historical evocations

برانگیزش‌های تاریخی

personal evocations

برانگیزش‌های شخصی

جملات نمونه

her paintings are full of evocations of childhood memories.

نقاشی‌های او سرشار از یادآوری‌های دوران کودکی هستند.

the music had strong evocations of the past.

موسیقی یادآورانی قوی از گذشته داشت.

his words carried evocations of a distant land.

کلمات او یادآورانی از سرزمین دوردست داشتند.

the novel's evocations of nature were breathtaking.

یادآوری‌های طبیعت در رمان نفس‌گیر بود.

she often uses evocations of love in her poetry.

او اغلب از یادآوری‌های عشق در شعر خود استفاده می‌کند.

his speech was filled with evocations of heroism.

سخنرانی او سرشار از یادآوری‌های قهرمانی بود.

the film's evocations of war were haunting.

یادآوری‌های جنگ در فیلم وهم‌آلود بود.

evocations of summer made everyone feel nostalgic.

یادآوری‌های تابستان باعث شد همه احساس دلتنگی کنند.

the artist's work is known for its evocations of urban life.

کارهای هنرمند به خاطر یادآوری‌های زندگی شهری شناخته شده است.

her stories are rich in evocations of family traditions.

داستان‌های او سرشار از یادآوری‌های سنت‌های خانوادگی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید