exhorters

[ایالات متحده]/ɪɡˈzɔːtəz/
[بریتانیا]/ɪɡˈzɔːrtərz/

ترجمه

n. آن کسانی که دیگران را تشویق یا ترغیب می‌کنند تا چیزی انجام دهند، به ویژه چیزی مفید یا نیک، یا آن کسانی که برای یک باور، ایده یا راهکار خاص دفاع یا ترویج می‌کنند، یا آن کسانی که دیگران را هشدار می‌دهند یا آموزش می‌دهند و اغلب آنها را تشویق می‌کنند تا رفتار خود را بهبود بخشند.

عبارات و ترکیب‌ها

moral exhorter

تبلیغگر اخلاقی

zealous exhorters

تبلیغگران شجاع

tireless exhorters

تبلیغگران غیور

exhorters speak

تبلیغگران صحبت می کنند

جملات نمونه

the passionate exhorters gathered at the community center to inspire volunteers.

تبلیغ‌کنندگان شجاع در مرکز جامعه جمع شدند تا داوطلبان را الهام بخشند.

religious exhorters delivered powerful sermons about compassion and charity.

تبلیغ‌کنندگان دینی در مورد مهربانی و خیریت سخنرانی قوی ارائه کردند.

the zealous exhorters encouraged students to pursue their academic dreams.

تبلیغ‌کنندگان شجاع دانشجویان را تشویق کردند تا رویا‌های تحصیلی خود را دنبال کنند.

enthusiastic exhorters at the rally motivated citizens to participate in democracy.

تبلیغ‌کنندگان خوشحال در جمع‌آوری شهروندان را تشویق کردند تا در دموکراسی شرکت کنند.

workplace exhorters organized workshops to boost employee morale and productivity.

تبلیغ‌کنندگان محل کار کارگاه‌هایی را برگزار کردند تا روحیه و تولیدیت کارکنان را افزایش دهند.

the fervent exhorters advocated for environmental conservation in local meetings.

تبلیغ‌کنندگان شجاع در جلسات محلی بر حفظ محیط زیست تبلیغ کردند.

sports exhorters cheered from the sidelines, urging athletes to give their best.

تبلیغ‌کنندگان ورزشی از کنار زمین تشویق می‌کردند و ورزشکاران را تشویق می‌کردند تا بهترین خود را نشان دهند.

moral exhorters in the town square spoke about integrity and personal responsibility.

تبلیغ‌کنندگان اخلاق در میدان شهر در مورد اصالت و مسئولیت فردی سخن می‌گویند.

the charismatic exhorters inspired young people to volunteer for social causes.

تبلیغ‌کنندگان جذاب جوانان را تشویق کردند تا برای اهداف اجتماعی داوطلب شوند.

political exhorters campaigned vigorously, urging voters to support progressive policies.

تبلیغ‌کنندگان سیاسی با اشتیاق میانه‌ای را تشویق می‌کردند تا سیاست‌های پیشرو را حمایت کنند.

devout exhorters gathered at the temple to pray for peace and unity.

تبلیغ‌کنندگان وفادار در معبد جمع شدند تا برای صلح و یکپارچگی دعا کنند.

the vocal exhorters raised awareness about mental health issues in schools.

تبلیغ‌کنندگان بلندپایه در مدارس آگاهی از مسائل سلامت روان را افزایش دادند.

environmental exhorters organized a citywide cleanup to promote sustainability.

تبلیغ‌کنندگان محیط زیست یک تمیز کردن شهری را سازماندهی کردند تا پایداری را ترویج دهند.

the eloquent exhorters captivated the audience with their powerful rhetoric.

تبلیغ‌کنندگان زبان‌باز با سخنان قوی جمهور را جذب کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید