exomphaloss

[ایالات متحده]/eks'ɔmfələs/
[بریتانیا]/eks'ɑmfələs/

ترجمه

n. فتق نافی مادرزادی؛ برآمدگی نافی

عبارات و ترکیب‌ها

exomphaloss defect

عارض نقصی در ناف

exomphaloss repair

ترمیم نافی

exomphaloss presentation

ارائه نافی

exomphaloss management

مدیریت نافی

exomphaloss syndrome

سندرم نافی

exomphaloss classification

طبقه بندی نافی

exomphaloss complications

عوارض نافی

exomphaloss evaluation

ارزیابی نافی

exomphaloss diagnosis

تشخیص نافی

exomphaloss outcomes

نتایج نافی

جملات نمونه

exomphaloss is a rare congenital condition.

اکزامفالوس یک عارضه مادرزادی نادر است.

doctors often diagnose exomphaloss during pregnancy.

پزشکان اغلب اکزامفالوس را در دوران بارداری تشخیص می دهند.

exomphaloss can lead to complications if untreated.

در صورت عدم درمان، اکزامفالوس می تواند منجر به عوارض شود.

parents should be aware of exomphaloss symptoms.

والدین باید از علائم اکزامفالوس آگاه باشند.

exomphaloss requires careful medical evaluation.

اکزامفالوس نیاز به ارزیابی دقیق پزشکی دارد.

surgeons specialize in treating exomphaloss cases.

جراحان در درمان موارد اکزامفالوس تخصص دارند.

exomphaloss can affect the abdominal organs.

اکزامفالوس می تواند اندام های شکمی را تحت تاثیر قرار دهد.

early intervention is crucial for exomphaloss.

مداخله زودهنگام برای اکزامفالوس بسیار مهم است.

exomphaloss may require surgical correction.

اکزامفالوس ممکن است نیاز به اصلاح جراحی داشته باشد.

research continues into the causes of exomphaloss.

تحقیقات در مورد علل اکزامفالوس ادامه دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید