exorbitance

[ایالات متحده]/ɪɡˈzɔːbɪtəns/
[بریتانیا]/ɪɡˈzɔːrbɪtəns/

ترجمه

n. مقدار زیاد یا غیر منطقی؛ تمایل به افراط؛ ویژگی افراطی بودن؛ قیمت‌گذاری بیش از حد

عبارات و ترکیب‌ها

exorbitance in pricing

افراط در قیمت‌گذاری

exorbitance of fees

افراط در حق واخذ

exorbitance of costs

افراط در هزینه‌ها

exorbitance in spending

افراط در هزینه‌کردن

exorbitance of rents

افراط در اجاره بها

exorbitance in taxes

افراط در مالیات‌ها

exorbitance of prices

افراط در قیمت‌ها

exorbitance in demands

افراط در خواسته‌ها

exorbitance of charges

افراط در عوارض

exorbitance in expectations

افراط در انتظارات

جملات نمونه

the exorbitance of the fees surprised everyone.

افراط و تباهی هزینه ها باعث تعجب همه شد.

many people criticized the exorbitance of luxury goods.

بسیاری از مردم انتقاد کردند که کالاها و خدمات لوکس بسیار گران هستند.

he was shocked by the exorbitance of the hotel rates.

او از قیمت های هتل بسیار شوکه شد.

the exorbitance of the ticket prices deterred many fans.

افراط و تباهی قیمت بلیط ها بسیاری از طرفداران را منصرف کرد.

they were concerned about the exorbitance of medical bills.

آنها نگران هزینه های سرسام آور مراقبت های پزشکی بودند.

her complaint focused on the exorbitance of the service charges.

شکایت او بر روی هزینه های خدمات بسیار زیاد متمرکز بود.

the exorbitance of the rent is driving people away.

افراط و تباهی اجاره بها مردم را از آنجا دور می کند.

investors are wary of the exorbitance in the housing market.

سرمایه گذاران نسبت به افراط و تباهی در بازار مسکن محتاط هستند.

she questioned the exorbitance of the tuition fees at that university.

او در مورد هزینه های تحصیلات دانشگاهی بسیار زیاد سؤال کرد.

the exorbitance of the pricing strategy was unsustainable.

افراط و تباهی در استراتژی قیمت گذاری غیرقابل تحمل بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید