exothermic

[ایالات متحده]/ˌɛksəʊˈθɜːmɪk/
[بریتانیا]/ˌɛksoʊˈθɜrmɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. آزادکننده گرما; مربوط به واکنشی که گرما آزاد می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

exothermic reaction

واکنش گرمازا

exothermic process

فرآیند گرمازا

exothermic heat

گرمازایی

exothermic energy

انرژی گرمازا

exothermic mixture

مخلوط گرمازا

exothermic reaction rate

نرخ واکنش گرمازا

exothermic compounds

ترکیبات گرمازا

exothermic decomposition

تجزیه گرمازا

exothermic phase

فاز گرمازا

exothermic catalyst

کاتالیزور گرمازا

جملات نمونه

the reaction is exothermic, releasing heat energy.

واکنش گرمازا است، گرمای آزاد می‌کند.

exothermic processes are important in chemistry.

فرایندهای گرمازا در شیمی مهم هستند.

during an exothermic reaction, temperature increases.

در طول یک واکنش گرمازا، دما افزایش می‌یابد.

the exothermic nature of combustion is well-known.

طبیعت گرمازا احتراق به خوبی شناخته شده است.

exothermic reactions can be used in hand warmers.

می‌توان از واکنش‌های گرمازا در گرم‌کننده دست استفاده کرد.

understanding exothermic reactions is crucial for safety.

درک واکنش‌های گرمازا برای ایمنی بسیار مهم است.

many biological processes are exothermic in nature.

بسیاری از فرآیندهای بیولوژیکی به طور طبیعی گرمازا هستند.

exothermic reactions often occur spontaneously.

واکنش‌های گرمازا اغلب به طور خودکار رخ می‌دهند.

the exothermic reaction produced a lot of gas.

واکنش گرمازا مقدار زیادی گاز تولید کرد.

exothermic heat packs are popular in winter.

گرم‌کننده های گرمازا در زمستان محبوب هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید