expects

[ایالات متحده]/ɪkˈspɛkts/
[بریتانیا]/ɪkˈspɛkts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را به عنوان احتمال وقوع در نظر گرفتن; انتظار داشتن; پیش‌بینی کردن; نیاز داشتن; درخواست کردن; باور داشتن که چیزی رخ خواهد داد

عبارات و ترکیب‌ها

he expects success

او انتظار موفقیت دارد

she expects support

او انتظار حمایت می‌کند

everyone expects fairness

همه انتظار عدالت دارند

he expects change

او انتظار تغییر را دارد

she expects improvement

او انتظار بهبود را دارد

they expect cooperation

آنها انتظار همکاری دارند

we expect progress

ما انتظار پیشرفت را داریم

جملات نمونه

she expects to finish her project by next week.

او انتظار دارد پروژه خود را تا هفته آینده به پایان برساند.

the teacher expects students to submit their homework on time.

معلم انتظار دارد دانش‌آموزان تکالیف خود را به موقع تحویل دهند.

he expects a promotion after his hard work.

او پس از تلاش زیاد انتظار دارد ترفیع بگیرد.

the company expects increased sales this quarter.

شرکت انتظار دارد در این فصل فروش افزایش یابد.

parents expect their children to behave well.

والدین انتظار دارند فرزندانشان رفتار خوبی داشته باشند.

she expects to travel abroad next summer.

او انتظار دارد تابستان آینده به خارج از کشور سفر کند.

he expects to receive feedback on his presentation.

او انتظار دارد بازخورد ارائه خود را دریافت کند.

the coach expects the team to win the championship.

مربی انتظار دارد تیم قهرمانی را بدست آورد.

the report expects to outline future trends.

گزارش انتظار دارد روند آینده را ترسیم کند.

she expects her friends to support her decision.

او انتظار دارد دوستانش از تصمیم او حمایت کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید