experimentalist

[ایالات متحده]/ɛk,spɛrɪ'mɛntəlɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که آزمایش‌ها را انجام می‌دهد، یک عمل‌گرا در experimentalism؛ شخصی که در تحقیق experimental مشغول است.
Word Forms

جملات نمونه

The experimentalist designed a new study to test the hypothesis.

آزمایش‌گر یک مطالعه جدید برای آزمایش فرضیه طراحی کرد.

As an experimentalist, she was always looking for innovative ways to approach problems.

همچون یک آزمایش‌گر، او همیشه به دنبال راه‌های نوآورانه برای حل مشکلات بود.

The experimentalist carefully controlled all variables in the experiment.

آزمایش‌گر تمام متغیرها را در آزمایش به دقت کنترل کرد.

The experimentalist analyzed the data to draw meaningful conclusions.

آزمایش‌گر داده‌ها را برای نتیجه‌گیری معنادار تجزیه و تحلیل کرد.

Being an experimentalist requires attention to detail and a curious mind.

آزمایش‌گر بودن نیازمند توجه به جزئیات و ذهن کنجکاو است.

The experimentalist collaborated with other researchers to broaden the scope of the study.

آزمایش‌گر با سایر محققان همکاری کرد تا دامنه مطالعه را گسترش دهد.

The experimentalist conducted a series of experiments to validate the theory.

آزمایش‌گر مجموعه‌ای از آزمایش‌ها را برای تأیید نظریه انجام داد.

The experimentalist published the results of the study in a scientific journal.

آزمایش‌گر نتایج مطالعه را در یک مجله علمی منتشر کرد.

An experimentalist must be open to unexpected outcomes and ready to adapt.

یک آزمایش‌گر باید برای نتایج غیرمنتظره باز باشد و آماده تطبیق باشد.

The experimentalist's work contributes to the advancement of scientific knowledge.

کار آزمایش‌گر به پیشرفت دانش علمی کمک می‌کند.

نمونه‌های واقعی

We also do it through biology, working closely with experimentalists.

ما همچنین این کار را از طریق زیست شناسی انجام می دهیم و به طور نزدیک با آزمایشگران همکاری می کنیم.

منبع: TED Talks (Audio Version) September 2017 Collection

So it is with hybrids, for their offspring in successive generations are eminently liable to vary, as every experimentalist has observed.

بنابراین این موضوع در مورد هیبریدی ها صادق است، زیرا نسل های بعدی نوادگان آنها به شدت مستعد تغییر هستند، همانطور که هر آزمایشگر مشاهده کرده است.

منبع: On the Origin of Species

And the heavy lifting was done by experimentalists who built the particle accelerators, the telescopes, and the devices that allowed us to probe into the center of stars and galaxies.

و سنگین ترین کارها توسط آزمایشگرانی انجام شد که شتاب دهنده های ذرات، تلسکوپ ها و دستگاه هایی را ساختند که به ما اجازه می داد تا به مرکز ستارگان و کهکشان ها نگاه کنیم.

منبع: Connection Magazine

The sterility is of all degrees, and is often so slight that the most careful experimentalists have arrived at diametrically opposite conclusions in ranking forms by this test.

ناباروری از هر درجه است و اغلب آنقدر کم است که دقیق ترین آزمایشگران بر اساس این آزمون به نتایج متضادی در رتبه بندی فرم ها رسیده اند.

منبع: On the Origin of Species

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید