| جمع | expiations |
seek expiation
جستجوی کفاره
sacrificial expiation
کفاره قربانی
offer expiation
ارائه کفاره
ritual of expiation
آیین کفاره
having power to atone for or offered by way of expiation or propitiation.
دارای قدرت برای جبران یا ارائه به عنوان کفاره یا مهدوی.
Friday will bring a 5.5-mile run, the extra half-mile my grueling expiation of any gastronomical indulgences during the week.
جمعه یک دویدن 5.5 مایلی خواهد داشت، نیم مایل اضافی من که یک توبه طاقتفرسا برای هرگونه لذتهای غذایی در طول هفته است.
seek expiation for one's sins
به دنبال توبه برای گناهان خود باشید
offer expiation for a wrongdoing
توبه ای برای یک اشتباه ارائه دهید
find expiation through repentance
توبه را از طریق توبه جویی پیدا کنید
seek expiation through good deeds
توبه را از طریق اعمال خوب جویا باشید
perform acts of expiation
اعمال توبه انجام دهید
offer expiation to atone for a mistake
توبه ای برای جبران یک اشتباه ارائه دهید
feel the need for expiation
احساس نیاز به توبه کنید
suffering as a form of expiation
رنج به عنوان نوعی توبه
seek expiation for past wrongs
به دنبال توبه برای اشتباهات گذشته باشید
an act of expiation to cleanse the soul
یک عمل توبه برای پاکسازی روح
She stooped to that discolored brow, wiped the perspiration from it and laid a kiss there solemnly; but I saw, not without joy, that she did it as an expiation.
او به آن پیشانی رنگ پریده خم شد، عرق را از آن پاک کرد و با وقار آنجا بوسید؛ اما من دیدم، نه بدون شادی، که او این کار را به عنوان کفاره انجام داد.
منبع: Lily of the Valley (Part 1)The two great sides of this hall, so celebrated among Burgundian antiquaries, and built by the Duke, Charles the Bold, about 1470 in expiation of some sin, were adorned with richly sculptured wooden stalls.
دو طرف بزرگ این تالار، که در میان باستانشناسان بورگوندی بسیار مشهور بود و توسط دوک، شارل جسور، در حدود سال 1470 به عنوان کفارهای برای برخی گناهان ساخته شده بود، با نیمکتهای چوبی حکاکی شده با غنای فراوان تزئین شده بودند.
منبع: The Red and the Black (Part One)And thus, while standing on the scaffold, in this vain show of expiation, Mr. Dimmesdale was overcome with a great horror of mind, as if the universe were gazing at a scarlet token on his naked breast, right over his heart.
و بدین ترتیب، در حالی که بر دار ایستاده بود، در این نمایش بیهوده کفاره، آقای دیمزدیل با وحشتی بزرگ از ذهن درهم شکست، گویی که جهان به نشانهای قرمز بر سینهاش، درست بالای قلبش خیره شده است.
منبع: Red charactersseek expiation
جستجوی کفاره
sacrificial expiation
کفاره قربانی
offer expiation
ارائه کفاره
ritual of expiation
آیین کفاره
having power to atone for or offered by way of expiation or propitiation.
دارای قدرت برای جبران یا ارائه به عنوان کفاره یا مهدوی.
Friday will bring a 5.5-mile run, the extra half-mile my grueling expiation of any gastronomical indulgences during the week.
جمعه یک دویدن 5.5 مایلی خواهد داشت، نیم مایل اضافی من که یک توبه طاقتفرسا برای هرگونه لذتهای غذایی در طول هفته است.
seek expiation for one's sins
به دنبال توبه برای گناهان خود باشید
offer expiation for a wrongdoing
توبه ای برای یک اشتباه ارائه دهید
find expiation through repentance
توبه را از طریق توبه جویی پیدا کنید
seek expiation through good deeds
توبه را از طریق اعمال خوب جویا باشید
perform acts of expiation
اعمال توبه انجام دهید
offer expiation to atone for a mistake
توبه ای برای جبران یک اشتباه ارائه دهید
feel the need for expiation
احساس نیاز به توبه کنید
suffering as a form of expiation
رنج به عنوان نوعی توبه
seek expiation for past wrongs
به دنبال توبه برای اشتباهات گذشته باشید
an act of expiation to cleanse the soul
یک عمل توبه برای پاکسازی روح
She stooped to that discolored brow, wiped the perspiration from it and laid a kiss there solemnly; but I saw, not without joy, that she did it as an expiation.
او به آن پیشانی رنگ پریده خم شد، عرق را از آن پاک کرد و با وقار آنجا بوسید؛ اما من دیدم، نه بدون شادی، که او این کار را به عنوان کفاره انجام داد.
منبع: Lily of the Valley (Part 1)The two great sides of this hall, so celebrated among Burgundian antiquaries, and built by the Duke, Charles the Bold, about 1470 in expiation of some sin, were adorned with richly sculptured wooden stalls.
دو طرف بزرگ این تالار، که در میان باستانشناسان بورگوندی بسیار مشهور بود و توسط دوک، شارل جسور، در حدود سال 1470 به عنوان کفارهای برای برخی گناهان ساخته شده بود، با نیمکتهای چوبی حکاکی شده با غنای فراوان تزئین شده بودند.
منبع: The Red and the Black (Part One)And thus, while standing on the scaffold, in this vain show of expiation, Mr. Dimmesdale was overcome with a great horror of mind, as if the universe were gazing at a scarlet token on his naked breast, right over his heart.
و بدین ترتیب، در حالی که بر دار ایستاده بود، در این نمایش بیهوده کفاره، آقای دیمزدیل با وحشتی بزرگ از ذهن درهم شکست، گویی که جهان به نشانهای قرمز بر سینهاش، درست بالای قلبش خیره شده است.
منبع: Red charactersلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید