exportation

[ایالات متحده]/ˌɛkspɔːˈteɪʃən/
[بریتانیا]/ˌɛkspɔrˈteɪʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل ارسال کالا به کشور دیگر برای فروش؛ کالاهایی که به کشور دیگر ارسال می‌شوند

عبارات و ترکیب‌ها

exportation process

فرآیند صادرات

exportation policy

سیاست صادرات

exportation fees

هزینه های صادرات

exportation regulations

مقررات صادرات

exportation documents

مدارک صادرات

exportation market

بازار صادرات

exportation services

خدمات صادرات

exportation trade

تجارت صادرات

exportation growth

رشد صادرات

exportation volume

حجم صادرات

جملات نمونه

the exportation of goods has increased significantly this year.

صادرات کالاها امسال به طور قابل توجهی افزایش یافته است.

many countries rely on the exportation of natural resources.

بسیاری از کشورها به صادرات منابع طبیعی متکی هستند.

exportation procedures can be complex and time-consuming.

روش های صادرات می تواند پیچیده و زمان بر باشد.

the government is promoting the exportation of local products.

دولت در حال ترویج صادرات محصولات محلی است.

regulations on exportation vary from country to country.

مقررات صادرات از کشوری به کشور دیگر متفاوت است.

exportation plays a crucial role in the economy.

صادرات نقش مهمی در اقتصاد ایفا می کند.

they are working on improving the exportation process.

آنها در حال بهبود فرآیند صادرات هستند.

exportation of technology has become a major industry.

صادرات فناوری به یک صنعت بزرگ تبدیل شده است.

understanding international laws is important for exportation.

درک قوانین بین المللی برای صادرات مهم است.

exportation can lead to increased job opportunities.

صادرات می تواند منجر به افزایش فرصت های شغلی شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید