exserts from
نوشتههای استخراج شده
exserts of text
نوشتههای استخراج شده از متن
exserts included
نوشتههای گنجانده شده
exserts provided
نوشتههای ارائه شده
exserts noted
نوشتههای مورد توجه
exserts taken
نوشتههای گرفته شده
exserts highlighted
نوشتههای برجسته شده
exserts shown
نوشتههای نشان داده شده
exserts analyzed
نوشتههای تحلیل شده
exserts shared
نوشتههای به اشتراک گذاشته شده
he often exserts himself to help others.
او اغلب برای کمک به دیگران تلاش می کند.
she tends to exsert her opinions in meetings.
او معمولاً نظرات خود را در جلسات مطرح می کند.
exserting oneself in sports can lead to better performance.
تلاش در ورزش می تواند منجر به عملکرد بهتر شود.
it is important to exsert yourself in your career.
در حرفه خود تلاش کردن مهم است.
he always exserts extra effort in his studies.
او همیشه در تحصیلات خود تلاش مضاعف می کند.
she exserts her creativity in every project.
او خلاقیت خود را در هر پروژه ای به کار می گیرد.
to succeed, one must exsert themselves beyond their comfort zone.
برای موفقیت، باید از منطقه آسایش خود فراتر رفت و تلاش کرد.
he exserts his influence in the community.
او نفوذ خود را در جامعه اعمال می کند.
she exserts herself in volunteer work.
او در کارهای داوطلبانه تلاش می کند.
exserting oneself can lead to personal growth.
تلاش کردن می تواند منجر به رشد شخصی شود.
exserts from
نوشتههای استخراج شده
exserts of text
نوشتههای استخراج شده از متن
exserts included
نوشتههای گنجانده شده
exserts provided
نوشتههای ارائه شده
exserts noted
نوشتههای مورد توجه
exserts taken
نوشتههای گرفته شده
exserts highlighted
نوشتههای برجسته شده
exserts shown
نوشتههای نشان داده شده
exserts analyzed
نوشتههای تحلیل شده
exserts shared
نوشتههای به اشتراک گذاشته شده
he often exserts himself to help others.
او اغلب برای کمک به دیگران تلاش می کند.
she tends to exsert her opinions in meetings.
او معمولاً نظرات خود را در جلسات مطرح می کند.
exserting oneself in sports can lead to better performance.
تلاش در ورزش می تواند منجر به عملکرد بهتر شود.
it is important to exsert yourself in your career.
در حرفه خود تلاش کردن مهم است.
he always exserts extra effort in his studies.
او همیشه در تحصیلات خود تلاش مضاعف می کند.
she exserts her creativity in every project.
او خلاقیت خود را در هر پروژه ای به کار می گیرد.
to succeed, one must exsert themselves beyond their comfort zone.
برای موفقیت، باید از منطقه آسایش خود فراتر رفت و تلاش کرد.
he exserts his influence in the community.
او نفوذ خود را در جامعه اعمال می کند.
she exserts herself in volunteer work.
او در کارهای داوطلبانه تلاش می کند.
exserting oneself can lead to personal growth.
تلاش کردن می تواند منجر به رشد شخصی شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید