exserts

[ایالات متحده]/ɪkˈsɜːts/
[بریتانیا]/ɪkˈsɜrts/

ترجمه

v. باعث بیرون زدن یا گسترش یافتن شدن

عبارات و ترکیب‌ها

exserts from

نوشته‌های استخراج شده

exserts of text

نوشته‌های استخراج شده از متن

exserts included

نوشته‌های گنجانده شده

exserts provided

نوشته‌های ارائه شده

exserts noted

نوشته‌های مورد توجه

exserts taken

نوشته‌های گرفته شده

exserts highlighted

نوشته‌های برجسته شده

exserts shown

نوشته‌های نشان داده شده

exserts analyzed

نوشته‌های تحلیل شده

exserts shared

نوشته‌های به اشتراک گذاشته شده

جملات نمونه

he often exserts himself to help others.

او اغلب برای کمک به دیگران تلاش می کند.

she tends to exsert her opinions in meetings.

او معمولاً نظرات خود را در جلسات مطرح می کند.

exserting oneself in sports can lead to better performance.

تلاش در ورزش می تواند منجر به عملکرد بهتر شود.

it is important to exsert yourself in your career.

در حرفه خود تلاش کردن مهم است.

he always exserts extra effort in his studies.

او همیشه در تحصیلات خود تلاش مضاعف می کند.

she exserts her creativity in every project.

او خلاقیت خود را در هر پروژه ای به کار می گیرد.

to succeed, one must exsert themselves beyond their comfort zone.

برای موفقیت، باید از منطقه آسایش خود فراتر رفت و تلاش کرد.

he exserts his influence in the community.

او نفوذ خود را در جامعه اعمال می کند.

she exserts herself in volunteer work.

او در کارهای داوطلبانه تلاش می کند.

exserting oneself can lead to personal growth.

تلاش کردن می تواند منجر به رشد شخصی شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید