eyetooth

[ایالات متحده]/ˈaɪtuːθ/
[بریتانیا]/ˈaɪtuθ/

ترجمه

n. دندان نیش بالایی; دندان نیش فوقانی
Word Forms
جمعeyeteeth

عبارات و ترکیب‌ها

eyetooth pain

درد دندان

eyetooth extraction

جراحی کشیدن دندان

eyetooth cavity

حفره دندان

eyetooth infection

عفونت دندان

eyetooth filling

ترمیم دندان

eyetooth growth

رشد دندان

eyetooth sensitivity

حساسیت دندان

eyetooth alignment

ترازبندی دندان

eyetooth whitening

سفید کردن دندان

eyetooth treatment

درمان دندان

جملات نمونه

she had to have her eyetooth removed due to an infection.

او مجبور شد به دلیل عفونت دندان نیش خود را بیرون بکشد.

he felt pain in his eyetooth while chewing.

او در هنگام جویدن درد در دندان نیش خود احساس کرد.

her eyetooth was sensitive to hot and cold foods.

دندان نیش او نسبت به غذاهای گرم و سرد حساسیت داشت.

the dentist examined her eyetooth for cavities.

دندانپزشک دندان نیش او را برای بررسی پوسیدگی معاینه کرد.

he was proud of his perfect eyetooth alignment.

او به دلیل تراکم کامل دندان نیش خود افتخار می کرد.

she noticed her eyetooth was discolored over time.

او متوجه شد که دندان نیش او در طول زمان تغییر رنگ داده است.

after the accident, his eyetooth was chipped.

پس از حادثه، دندان نیش او خرد شد.

he uses a special toothpaste for his eyetooth care.

او از خمیر دندان مخصوص برای مراقبت از دندان نیش خود استفاده می کند.

she always flosses around her eyetooth to keep it clean.

او همیشه نخ دندان می کشد تا دندان نیش خود را تمیز نگه دارد.

her eyetooth was the last one to come in during childhood.

دندان نیش او آخرین دندنی بود که در دوران کودکی در آمد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید