faenas

[ایالات متحده]/fɑːˈeɪnəz/
[بریتانیا]/fɑˈeɪnəz/

ترجمه

n. حرکات متوالی در گاوبازی؛ اقدامات خودخواهانه؛ نتیجه اوج

عبارات و ترکیب‌ها

faenas daily

روزانه فعالیت‌ها

complete faenas

تکمیل فعالیت‌ها

manage faenas

مدیریت فعالیت‌ها

faenas report

گزارش فعالیت‌ها

faenas schedule

برنامه زمان‌بندی فعالیت‌ها

faenas review

بررسی فعالیت‌ها

plan faenas

برنامه‌ریزی فعالیت‌ها

faenas overview

مروری بر فعالیت‌ها

evaluate faenas

ارزیابی فعالیت‌ها

faenas checklist

لیست بررسی فعالیت‌ها

جملات نمونه

they completed their faenas before sunset.

آنها کارها/وظایف خود را قبل از غروب آفتاب به پایان رساندند.

the faenas of the day were exhausting.

وظایف/کارها/مسئولیت‌های روزانه خسته‌کننده بودند.

he always takes pride in his faenas.

او همیشه به وظایف/کارها/مسئولیت‌های خود افتخار می‌کند.

she organized her faenas efficiently.

او وظایف/کارها/مسئولیت‌های خود را به طور موثر سازماندهی کرد.

we need to discuss our faenas for the week.

ما باید وظایف/کارها/مسئولیت‌های خود را برای هفته مورد بحث قرار دهیم.

his faenas include both physical and mental tasks.

وظایف/کارها/مسئولیت‌های او شامل وظایف/کارها/مسئولیت‌های جسمی و ذهنی است.

they shared their faenas during the meeting.

آنها وظایف/کارها/مسئولیت‌های خود را در طول جلسه به اشتراک گذاشتند.

completing faenas on time is crucial.

به موقع انجام دادن وظایف/کارها/مسئولیت‌ها حیاتی است.

she enjoys her faenas in the garden.

او از انجام وظایف/کارها/مسئولیت‌های خود در باغ لذت می‌برد.

his faenas often require teamwork.

وظایف/کارها/مسئولیت‌های او اغلب به همکاری نیاز دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید