falafels

[ایالات متحده]/fəˈlɑːfəl/
[بریتانیا]/fəˈlɑːfəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. توپ یا پتی سرخ‌شده عمیق که از نخود یا باقالی آسیاب‌شده تهیه می‌شود و معمولاً در پیتا یا به عنوان بخشی از سالاد سرو می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

falafel wrap

ساندویچ فالafel

falafel bowl

ظرف فالafel

falafel sandwich

ساندویچ فالafel

falafel platter

سینی فالafel

falafel salad

سالاد فالafel

falafel bites

تکه‌های کوچک فالafel

falafel balls

گلوله های فالafel

falafel mix

مخلوط فالafel

falafel sauce

سس فالafel

falafel shop

فروشگاه فالafel

جملات نمونه

i love to eat falafel in the summer.

من عاشق خوردن فالافل در تابستان هستم.

falafel is a popular street food in many countries.

فلافل یک غذای خیابانی محبوب در بسیاری از کشورها است.

she ordered a falafel wrap for lunch.

او یک ساندویچ فالافل برای ناهار سفارش داد.

falafel can be served with tahini sauce.

فلافل را می توان با سس تاهینی سرو کرد.

they make the best falafel in town.

آنها بهترین فالافل را در شهر درست می کنند.

are you going to try the falafel platter?

آیا قصد امتحان کردن بشقاب فالافل را دارید؟

falafel is a great vegetarian option.

فلافل یک گزینه گیاهی عالی است.

he enjoys making homemade falafel.

او از درست کردن فالافل خانگی لذت می برد.

we had falafel for dinner last night.

ما دیشب برای شام فلافل داشتیم.

falafel balls are crispy on the outside.

کره های فلافل در خارج ترد هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید