familiarisation

[ایالات متحده]/fəˌmɪl.i.ə.raɪˈzeɪ.ʃən/
[بریتانیا]/fəˌmɪl.jə.rəˈzeɪ.ʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرآیند آشنا شدن با چیزی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

familiarisation process

فرآیند آشنایی

familiarisation training

آموزش آشنایی

familiarisation session

جلسه آشنایی

familiarisation guide

راهنمای آشنایی

familiarisation workshop

کارگاه آشنایی

familiarisation period

دوره آشنایی

familiarisation materials

مواد آشنایی

familiarisation activities

فعالیت‌های آشنایی

familiarisation objectives

اهداف آشنایی

familiarisation plan

برنامه آشنایی

جملات نمونه

familiarisation with the new software is essential for all employees.

آشنایی با نرم‌افزار جدید برای همه کارمندان ضروری است.

the training program focuses on the familiarisation of new team members.

برنامه آموزشی بر روی آشنایی با اعضای تیم جدید تمرکز دارد.

familiarisation with the local culture can enhance your travel experience.

آشنایی با فرهنگ محلی می‌تواند تجربه سفر شما را بهبود بخشد.

they provided resources for the familiarisation of their products.

آنها منابعی را برای آشنایی با محصولات خود ارائه دادند.

the familiarisation process took longer than expected.

فرآیند آشنایی بیشتر از حد انتظار طول کشید.

she completed her familiarisation with the new policies quickly.

او به سرعت آشنایی خود را با سیاست‌های جدید به پایان رساند.

familiarisation with safety procedures is critical in this industry.

آشنایی با رویه‌های ایمنی در این صنعت بسیار مهم است.

he struggled with the familiarisation of the complex system.

او در آشنایی با سیستم پیچیده مشکل داشت.

familiarisation sessions are scheduled for next week.

جلسات آشنایی برای هفته آینده برنامه ریزی شده است.

effective familiarisation can lead to better job performance.

آشنایی موثر می‌تواند منجر به بهبود عملکرد شغلی شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید