fanbelts

[ایالات متحده]/ˈfænbelts/
[بریتانیا]/ˈfænbelts/

ترجمه

n. یک کمربند که یک فن را می‌چرخاند، به ویژه در موتور خودرو؛ یک کمربند محرک برای یک فن خنک‌کننده

عبارات و ترکیب‌ها

replace fanbelt

تعویض کمربند فن

fanbelt replacement

تعویض کمربند فن

fanbelt tension

تنش کمربند فن

loose fanbelt

کمربند فن لاغر

worn fanbelt

کمربند فن ساییده شده

fanbelt noise

صوت کمربند فن

fanbelt slipping

لغزش کمربند فن

fanbelt broken

کمربند فن شکسته

fanbelt maintenance

نگهداری کمربند فن

fanbelt inspection

بررسی کمربند فن

جملات نمونه

the mechanic replaced the worn fanbelt to restore proper engine cooling.

تکنسیون‌گر فن‌کمیت‌های ساییده شده را جایگزین کرد تا خنک‌سازی موتور به درستی بازگردد.

a loose fanbelt can cause the alternator to charge inefficiently.

یک فن‌کمیت‌ لاغر می‌تواند باعث شود اتالن‌گر به طور کم‌کاری شارژ شود.

the squeaking fanbelt indicated it needed immediate tension adjustment.

فن‌کمیت‌ کشیده شدن صدای فن‌کمیت‌ نشان داد که نیاز به تنظیم فوری کشش دارد.

regular inspection of the fanbelt prevents unexpected breakdowns.

بررسی منظم فن‌کمیت‌ از توقف ناگهانی جلوگیری می‌کند.

the damaged fanbelt caused the water pump to stop functioning.

فن‌کمیت‌ آسیب دیده باعث توقف پمپ آب شد.

an old fanbelt becomes brittle and prone to snapping.

یک فن‌کمیت‌ قدیمی خشک و مایل به شکستن می‌شود.

the fanbelt slipped off the pulley during the drive.

فن‌کمیت‌ در حین رانندگی از چرخ دنده بیرون افتاد.

proper fanbelt tension ensures all engine accessories operate correctly.

کشش مناسب فن‌کمیت‌ اطمینان حاصل می‌کند که تمام دستگاه‌های موتور به درستی کار کنند.

the mechanic checked the fanbelt for signs of wear and cracking.

تکنسیون‌گر فن‌کمیت‌ را برای نشانه‌های ساییدگی و شکستگی بررسی کرد.

a broken fanbelt requires immediate replacement to avoid overheating.

یک فن‌کمیت‌ شکسته نیاز به جایگزینی فوری دارد تا از گرم شدن بیش از حد جلوگیری شود.

the fanbelt system connects multiple components including the alternator and compressor.

سیستم فن‌کمیت‌ چندین قطعه از جمله اتالن‌گر و فشرده‌کننده را به هم متصل می‌کند.

excessive fanbelt noise suggests it may be worn or misaligned.

صوت زیاد فن‌کمیت‌ نشان می‌دهد که ممکن است ساییده شده یا جابه‌جای شده باشد.

when the fanbelt frays, it should be replaced before it fails completely.

وقتی فن‌کمیت‌ تار شود، باید قبل از اینکه کاملاً از کار بیفتد جایگزین شود.

the fanbelt guides ensure the belt stays properly aligned on all pulleys.

راهنمای فن‌کمیت‌ اطمینان حاصل می‌کند که کمربند در تمام چرخ‌های دنده به درستی هم‌راستا می‌ماند.

automotive experts recommend replacing the fanbelt every 60,000 miles.

متخصصان خودرو توصیه می‌کنند که فن‌کمیت‌ را هر 60,000 مایل جایگزین کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید