fanzine

[ایالات متحده]/'fænziːn/
[بریتانیا]/'fænzin/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مجله (به ویژه در مورد موسیقی محبوب و غیره)؛ مجله‌ای برای علاقه‌مندان (به ویژه یکی که توسط طرفداران ادبیات علمی تخیلی منتشر شده است).
Word Forms
جمعfanzines

جملات نمونه

She enjoys creating fanzines for her favorite TV shows.

او از ایجاد مجله‌های طرفداران برای برنامه‌های تلویزیونی مورد علاقه‌اش لذت می‌برد.

The fanzine convention attracted fans from all over the country.

کنوانسیون مجله‌های طرفداران، طرفداران را از سراسر کشور جذب کرد.

He started his own fanzine dedicated to indie music.

او یک مجله طرفداران خود را وقف موسیقی ایندی راه‌اندازی کرد.

The fanzine featured interviews with popular artists.

مجله طرفداران، مصاحتی با هنرمندان محبوب داشت.

They distributed their fanzine at comic book stores.

آنها مجله طرفداران خود را در فروشگاه‌های کتاب کمیک توزیع کردند.

The fanzine community is very supportive of new creators.

جامعه مجله طرفداران از سازندگان جدید بسیار حمایت می‌کند.

She writes articles for a fanzine about science fiction movies.

او مقالاتی برای مجله طرفداران در مورد فیلم‌های علمی تخیلی می‌نویسد.

The fanzine covers a wide range of topics, from music to fashion.

مجله طرفداران طیف گسترده‌ای از موضوعات را پوشش می‌دهد، از موسیقی تا مد.

He collects vintage fanzines from the 1970s.

او مجله‌های طرفداران قدیمی را از دهه 1970 جمع‌آوری می‌کند.

The fanzine editor is looking for submissions for the next issue.

ویراستگر مجله طرفداران به دنبال ارسال مقالات برای شماره بعدی است.

نمونه‌های واقعی

..Or doing Fanzines, doing flexi-discs or records, ...

...یا انجام مجلات طرفداران، انجام دیسک‌های انعطاف‌پذیر یا ضبط،...

منبع: Rock documentary

It's almost like staple gunning advertisements for your show or leaving free copies of your fanzine, you know, on the counter at the record store.

تقریباً مثل اینه که با منگنه تبلیغات برنامه خودتون رو بچسبونید یا نسخه های رایگان مجله طرفداران خودتون رو، می‌دانید، روی پیشخوان مغازه ضبط بگذارید.

منبع: 99% unknown stories

The first story I did actually publish was in a horror fanzine issued by Mike Garrett of Birmingham, Alabama (Mike is still around, and still in the biz) .

اولین داستانی که واقعاً منتشر کردم در یک مجله ترسناک طرفداران بود که توسط Mike Garrett از Birmingham، Alabama منتشر شد (Mike هنوز هم وجود دارد و هنوز هم در این حرفه است).

منبع: Stephen King on Writing

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید