faqir

[ایالات متحده]/fæˈkɪə/
[بریتانیا]/fəˈkɪr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک عابد یا عارف مذهبی مسلمان یا هندو
Word Forms
جمعfaqirs

عبارات و ترکیب‌ها

faqir mysticism

تصوف فقیر

faqir lifestyle

سبک زندگی فقیر

faqir philosophy

فلسفه فقیر

faqir teachings

آموزش‌های فقیر

faqir traditions

آداب و رسوم فقیر

faqir practices

اعمال فقیر

faqir beliefs

باورهای فقیر

faqir culture

فرهنگ فقیر

faqir stories

داستان‌های فقیر

faqir wisdom

حکمت فقیر

جملات نمونه

the faqir performed miraculous feats to amaze the crowd.

فقیری کارهای خارق‌العاده‌ای انجام داد تا جمعیت را شگفت‌زده کند.

many people seek wisdom from a faqir.

بسیاری از مردم برای کسب حکمت به دنبال یک فقیر می‌گردند.

the faqir lived a life of simplicity and devotion.

فقیر زندگی ساده و پر از تعهد داشت.

a faqir often travels to spread his teachings.

یک فقیر اغلب سفر می‌کند تا تعالیم خود را گسترش دهد.

people believe that a faqir has special powers.

مردم معتقدند که یک فقیر دارای قدرت‌های ویژه‌ای است.

the faqir's presence brought peace to the village.

حضور فقیر صلح را به دهکده آورد.

in some cultures, a faqir is revered as a holy man.

در برخی فرهنگ‌ها، یک فقیر به عنوان یک مرد مقدس مورد احترام است.

many stories are told about the wisdom of a faqir.

داستان‌های زیادی در مورد خرد یک فقیر نقل می‌شود.

the faqir taught the importance of self-discipline.

فقیر اهمیت نظم خود را آموزش داد.

some people visit a faqir for guidance in difficult times.

برخی از افراد برای دریافت راهنمایی در زمان‌های سخت از یک فقیر دیدار می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید