farads

[ایالات متحده]/ˈfærədz/
[بریتانیا]/ˈfærədz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک واحد ظرفیت الکتریکی.

عبارات و ترکیب‌ها

one farad

یک فاراد

two farads

دو فاراد

three farads

سه فاراد

farads unit

واحد فاراد

micro farads

میکروفاراد

farads capacitor

خازن فارادی

farads value

مقدار فاراد

farads measurement

اندازه گیری فاراد

farads circuit

مدار فارادی

farads equivalent

معادل فاراد

جملات نمونه

the capacitor has a value of 10 farads.

خازن دارای مقدار 10 فاراد است.

we measured the capacitance in farads.

ما ظرفیت را بر حسب فاراد اندازه گیری کردیم.

large capacitors can store energy in farads.

خازن‌های بزرگ می‌توانند انرژی را بر حسب فاراد ذخیره کنند.

the circuit requires a capacitor rated at 5 farads.

مدار به خازنی با درجه‌بندی 5 فاراد نیاز دارد.

using farads helps in calculating energy storage.

استفاده از فاراد در محاسبه ذخیره‌سازی انرژی کمک می‌کند.

capacitance values are often expressed in microfarads or farads.

مقادیر ظرفیت خازنی اغلب بر حسب میکروفاراد یا فاراد بیان می‌شوند.

he explained the relationship between voltage and farads.

او رابطه بین ولتاژ و فاراد را توضیح داد.

understanding farads is essential for electrical engineering.

درک فاراد برای مهندسی برق ضروری است.

the formula includes farads as a key unit.

فرمول شامل فاراد به عنوان یک واحد کلیدی است.

capacitors rated in farads are used in various applications.

خازن‌هایی که بر حسب فاراد درجه‌بندی شده‌اند در کاربردهای مختلف استفاده می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید