farrier

[ایالات متحده]/'færɪə/
[بریتانیا]/'færɪɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی که اسب‌ها را نعل می‌کند، دامپزشک برای اسب‌ها، جراح دامپزشکی، غیرنظامی مسئول اسب‌ها در سواره‌نظام.

جملات نمونه

The farrier trimmed the horse's hooves.

کلاه‌نه‌مال، سم اسب را مرتب کرد.

The farrier shod the horse with new horseshoes.

کلاه‌نه‌مال، اسب را با زره‌های جدید اسب‌سواری کفش کرد.

The farrier specializes in horseshoeing.

کلاه‌نه‌مال در کفش‌سازی اسب تخصص دارد.

The farrier checked the horse's feet for any issues.

کلاه‌نه‌مال، پای اسب را برای هرگونه مشکل بررسی کرد.

The farrier is skilled in working with horses.

کلاه‌نه‌مال در کار با اسب‌ها مهارت دارد.

The farrier's tools include a hoof pick and a rasp.

ابزارهای کلاه‌نه‌مال شامل یک گزینه‌ی سم و یک تراش است.

The farrier travels to different barns to care for horses.

کلاه‌نه‌مال برای مراقبت از اسب‌ها به مراتع مختلف سفر می‌کند.

The farrier shapes the horseshoes to fit each horse's hoof.

کلاه‌نه‌مال زره‌های اسب را متناسب با سم هر اسب شکل می‌دهد.

The farrier provides essential hoof care for horses.

کلاه‌نه‌مال مراقبت‌های ضروری از سم برای اسب‌ها فراهم می‌کند.

The farrier must have a good understanding of equine anatomy.

کلاه‌نه‌مال باید درک خوبی از آناتومی اسب داشته باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید