fatuousness

[ایالات متحده]/ˈfætʃuəsnəs/
[بریتانیا]/ˈfætʃuəsnəs/

ترجمه

n. کیفیت بودن فاتوس؛ حمقی یا خنگی که با رفتار یا افکار آموزش دیده و بدون هدف مشخص شده است.
شکل‌های واژه

جملات نمونه

the sheer fatuousness of his comments embarrassed everyone at the conference.

نابودی کامل نظرات او تمامی افراد کنفرانس را خجالت زد.

she criticized the intellectual fatuousness of the argument with sharp precision.

او با دقت حاد نابودی ذهنی موضع گرفته را مورد انتقاد قرار داد.

political fatuousness often leads to disastrous policy decisions.

نابودی سیاسی اغلب منجر به تصمیمات سیاستی ویرانگر می‌شود.

the fatuousness of their plan became apparent only after implementation.

نابودی برنامه‌ی آن‌ها تنها پس از اجرای آن واضح شد.

he displayed remarkable fatuousness when he claimed to have solved world hunger.

وقتی او ادعا کرد که گرسنگی جهان را حل کرده است، نابودی بسیاری از او نشان داد.

critics noted the fatuousness permeating throughout the entire proposal.

انتقادات نابودی را که در طول کل پیشنهاد پراکنده بود، ملاحظه کردند.

the fatuousness and arrogance of the dictator knew no bounds.

نابودی و خودخواهی دیکتاتور هدفی نداشت.

we cannot ignore the obvious fatuousness of such claims.

ما نمی‌توانیم نابودی واضح این ادعاها را نادیده بگیریم.

academic fatuousness undermines the credibility of research institutions.

نابودی علمی اعتبار مؤسسات تحقیقاتی را زیر سوال می‌برد.

the fatuousness in his reasoning was evident to all but himself.

نابودی در استدلال او به جز خودش برای همه واضح بود.

social media amplifies human fatuousness at an unprecedented scale.

شبکه‌های اجتماعی نابودی انسانی را در مقیاسی نمونه‌ای افزایش می‌دهد.

her fatuousness prevented her from seeing the obvious solution.

نابودی او از او جلوگیری کرد تا راه‌حل واضح را ببیند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید