fauns

[ایالات متحده]/fɔːnz/
[بریتانیا]/fɔnz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (در اسطوره‌شناسی روم) یک خداوند روستایی، بخشی انسان و بخشی بز؛ موجودی بزرگ شبیه بز؛ خداوند روستایی، بخشی انسان و بخشی بز

عبارات و ترکیب‌ها

friendly fauns

جنب‌ودل دوستانه

mischievous fauns

جنب‌ودلانه

playful fauns

بازیگوش

mythical fauns

اساطیری

enchanted fauns

مسحور شده

forest fauns

جنب‌ودل جنگلی

gentle fauns

مهربان

wild fauns

وحشی

charming fauns

جذاب

mystical fauns

درونی

جملات نمونه

fauns are often depicted in mythology as playful creatures.

غالباً خالف‌ها در اساطیر به عنوان موجوداتی بازیگوش به تصویر کشیده می‌شوند.

in stories, fauns are known for their love of music and dance.

در داستان‌ها، خالف‌ها به خاطر عشقشان به موسیقی و رقص شناخته می‌شوند.

many artists have drawn inspiration from fauns in their works.

هنرمندان زیادی از خالف‌ها الهام گرفته‌اند.

fauns often symbolize the connection between nature and humanity.

خالف‌ها اغلب نمادی از ارتباط بین طبیعت و انسانیت هستند.

in literature, fauns are often portrayed as guardians of the forest.

در ادبیات، خالف‌ها اغلب به عنوان نگهبانان جنگل به تصویر کشیده می‌شوند.

children love stories that feature friendly fauns and magical adventures.

کودکان عاشق داستان‌هایی هستند که خالف‌های مهربان و ماجراجویی‌های جادویی را به تصویر می‌کشند.

fauns are sometimes associated with the greek god pan.

خالف‌ها گاهی اوقات با خدای یونانی پان مرتبط هستند.

in art, fauns are often depicted playing musical instruments.

در هنر، خالف‌ها اغلب در حال نواختن سازهای موسیقی به تصویر کشیده می‌شوند.

fauns can be seen as symbols of fertility and abundance.

می‌توان خالف‌ها را به عنوان نماد باروری و فراوانی دید.

the tales of fauns have been passed down through generations.

داستان‌های خالف‌ها از نسلی به نسل دیگر منتقل شده‌اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید