favisms

[ایالات متحده]/ˈfeɪvɪzəmz/
[بریتانیا]/ˈfeɪvɪzəmz/

ترجمه

n. یک وضعیت ناشی از مصرف لوبیا فوا که منجر به کم‌خونی همولیتیک می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

favisms in art

favisms در هنر

favisms in literature

favisms در ادبیات

favisms and culture

favisms و فرهنگ

favisms of color

favisms رنگ

favisms in design

favisms در طراحی

favisms in music

favisms در موسیقی

favisms for artists

favisms برای هنرمندان

favisms and expression

favisms و بیان

favisms in fashion

favisms در مد

favisms of nature

favisms طبیعت

جملات نمونه

favisms can lead to serious health issues if not managed properly.

favism می‌تواند منجر به مشکلات جدی سلامتی شود اگر به درستی مدیریت نشود.

people with favisms should avoid consuming fava beans.

افراد مبتلا به favism باید از مصرف لوبیا فاوآ خودداری کنند.

symptoms of favisms can include fatigue and jaundice.

علائم favism می‌تواند شامل خستگی و زردی باشد.

genetic testing can help identify individuals at risk for favisms.

تست ژنتیک می‌تواند به شناسایی افراد در معرض خطر favism کمک کند.

education about favisms is essential for affected communities.

آموزش در مورد favism برای جوامع آسیب دیده ضروری است.

favisms is more common in certain ethnic groups.

favism در برخی از گروه‌های قومی بیشتر شایع است.

doctors recommend regular check-ups for those with favisms.

پزشکان معاینات منظم را برای افراد مبتلا به favism توصیه می‌کنند.

awareness campaigns can help reduce the impact of favisms.

کمپین‌های آگاهی‌رسانی می‌توانند به کاهش تأثیر favism کمک کنند.

many people are unaware of the risks associated with favisms.

بسیاری از مردم از خطرات مرتبط با favism آگاه نیستند.

dietary restrictions are crucial for managing favisms effectively.

محدودیت‌های غذایی برای مدیریت موثر favism بسیار مهم هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید