fear

[ایالات متحده]/fɪə/
[بریتانیا]/fɪr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. احساس ترس یا نگرانی در مورد چیزی
vt. ترسیدن از یا نگران بودن در مورد چیزی
vi. ترسیدن یا نگران بودن

عبارات و ترکیب‌ها

feel fear

احساس ترس

overcome fear

غلبه بر ترس

instill fear

تأثیر ترس

for fear

از ترس

for fear of

از ترسِ

in fear

در حالت ترس

with fear

با ترس

out of fear

به دلیل ترس

fear for

ترس برای

in fear of

در ترسِ

جملات نمونه

in fear and trembling

با ترس و لرز

There is no fear of that happening.

نگرانی از وقوع آن وجود ندارد.

fear of eternal damnation.

ترس از رنج ابدی

the love and fear of God.

عشق و ترس از خدا.

an illogical fear of the supernatural.

ترس غیرمنطقی از ماوراء طبیعی.

such fears are understandable.

چنین ترس هایی قابل درک هستند.

our fear of the unknown.

ترس ما از ناشناخته ها.

There is not much fear of that.

بسیار جای نگرانی وجود ندارد.

a pathological fear of the dark

ترس شدید و غیرطبیعی از تاریکی.

a fear of looking foolish.

ترس از به نظر احمق بودن.

atavistic fears and instincts.

ترس‌ها و غرایز باستانی

fear of increasing unemployment.

ترس از افزایش بیکاری.

a knot of fear in my stomach.

گره ای از ترس در دلم.

I fear it's too late.

من می ترسم که خیلی دیر شده است.

fear for sb.'s safety

نگرانی برای سلامتی کسی.

acrophobia, or fear of great heights.

آکروفوبیا یا ترس از ارتفاعات زیاد.

unspoken fears of failure.

ترس های بیان نشده از شکست.

to lose one's fear of the dark

از دست دادن ترس از تاریکی.

He did not fear to die.

او از مرگ نترسید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید