phobia

[ایالات متحده]/ˈfəʊbiə/
[بریتانیا]/ˈfoʊbiə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ترس، نفرت.

عبارات و ترکیب‌ها

specific phobia

ترس خاص

social phobia

ترس اجتماعی

agoraphobia

ترس از فضاهای باز

جملات نمونه

this phobia was ego-syntonic.

این فوبی خود-هم‌راستا بود.

This phobia can cause untold misery for the sufferer.

این فوبی می‌تواند باعث بدبختی‌های فراوان برای فرد مبتلا شود.

The phobia may have its root in a childhood trauma.

ترس ممکن است ریشه در یک آسیب دیدگی دوران کودکی داشته باشد.

this phobia was linked with the displacement of fear of his father.

این فوبی با جابجایی ترس از پدرش مرتبط بود.

she suffered from a phobia about birds.

او از یک ترس در مورد پرندگان رنج می برد.

phobias may remit spontaneously without any treatment.

ترس ها ممکن است به طور خود به خودی و بدون هیچ درمانی از بین بروند.

She has a phobia about water and can’t swim.

او از ترس آب رنج می برد و نمی تواند شنا کند.

phobia sufferers often find themselves virtual prisoners in their own home.

افراد مبتلا به ترس اغلب خود را در واقعیت زندانی در خانه خود می یابند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید