feds

[ایالات متحده]/fɛdz/
[بریتانیا]/fɛdz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n.(F-) مقامات اجرای قانون دولت فدرال، به ویژه مأموران FBI
v. زمان گذشته و قسمت گذشته feed

عبارات و ترکیب‌ها

the feds

مقامات فدرال

feds raid

حمله مقامات فدرال

feds investigate

تحقیقات مقامات فدرال

feds arrest

دستگیری توسط مقامات فدرال

feds probe

بررسی مقامات فدرال

feds watch

نظارت مقامات فدرال

feds inform

اطلاع رسانی مقامات فدرال

feds charge

اتهام زنی توسط مقامات فدرال

feds report

گزارش مقامات فدرال

feds alert

هشدار مقامات فدرال

جملات نمونه

the feds are investigating the case thoroughly.

عامل‌ها پرونده را به طور کامل بررسی می‌کنند.

many people are concerned about the feds' surveillance activities.

بسیاری از مردم نگران فعالیت‌های نظارتی عامل‌ها هستند.

the feds arrested several suspects last night.

عامل‌ها شب گذشته چندین مظنون را دستگیر کردند.

he was worried that the feds would find out his secret.

او نگران بود که عامل‌ها راز او را فاش کنند.

the feds have tightened security measures at the border.

عامل‌ها اقدامات امنیتی را در مرز تشدید کرده‌اند.

she had to testify against the feds in court.

او مجبور شد در دادگاه علیه عامل‌ها شهادت دهد.

they are working closely with the feds on this project.

آنها در این پروژه به طور نزدیک با عامل‌ها همکاری می‌کنند.

the feds issued a warning about potential scams.

عامل‌ها نسبت به کلاهبرداری‌های احتمالی هشدار دادند.

he claimed he was being targeted by the feds.

او ادعا کرد که عامل‌ها او را هدف قرار داده‌اند.

the feds are known for their strict enforcement of laws.

عامل‌ها به دلیل اجرای سخت قوانین شناخته می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید