felafels

[ایالات متحده]/fəˈlɑːfəlz/
[بریتانیا]/fəˈlɑːfəlz/

ترجمه

n. ساندویچ نخود سرخ‌کرده

عبارات و ترکیب‌ها

delicious felafels

فلافل‌های خوشمزه

crispy felafels

فلافل‌های ترد

spicy felafels

فلافل‌های تند

vegan felafels

فلافل‌های گیاهی

homemade felafels

فلافل‌های خانگی

fresh felafels

فلافل‌های تازه

traditional felafels

فلافل‌های سنتی

tasty felafels

فلافل‌های لذیذ

mini felafels

فلافل‌های کوچک

stuffed felafels

فلافل‌های پر شده

جملات نمونه

felafels are a popular street food in many cultures.

فلافل‌ها یک غذای خیابانی محبوب در بسیاری از فرهنگ‌ها هستند.

i love to eat felafels with tahini sauce.

من عاشق خوردن فلافل با سس تاهینی هستم.

many vegetarians enjoy felafels as a protein source.

بسیاری از گیاهخواران از فلافل به عنوان منبع پروتئین لذت می‌برند.

we ordered a platter of felafels for the appetizer.

ما یک بشقاب فلافل برای پیش‌غذا سفارش دادیم.

felafels can be served in pita bread or on a salad.

می‌توان فلافل را در نان پیتا یا روی سالاد سرو کرد.

making homemade felafels is easier than you think.

ساختن فلافل خانگی آسان‌تر از آن چیزی است که فکر می‌کنید.

she topped her felafels with fresh vegetables.

او فلافل‌های خود را با سبزیجات تازه پوشاند.

felafels are often enjoyed with a side of hummus.

اغلب از فلافل با کنار حمص لذت می‌برند.

at the festival, they served delicious felafels.

در جشنواره، آنها فلافل‌های خوشمزه سرو کردند.

eating felafels is a great way to experience middle eastern cuisine.

خوردن فلافل راهی عالی برای تجربه آشپزی خاورمیانه است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید