fellatio

[ایالات متحده]/fe'leɪʃɪəʊ/
[بریتانیا]/fə'leʃɪo/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تحریک دهانی آلت تناسلی؛ فِلَشیو
Word Forms
جمعfellatios

جملات نمونه

He requested fellatio from his partner.

او درخواست شهوت‌زایی از شریکش کرد.

She performed fellatio on him as part of their intimate relationship.

او به عنوان بخشی از رابطه صمیمی خود، شهوت‌زایی روی او انجام داد.

Many people enjoy giving fellatio as a form of sexual pleasure.

بسیاری از مردم از دادن شهوت‌زایی به عنوان یک شکل از لذت جنسی لذت می‌برند.

They engaged in fellatio before moving on to other sexual activities.

آنها قبل از رفتن به سایر فعالیت‌های جنسی، به شهوت‌زایی پرداختند.

Fellatio is a common sexual practice in many cultures.

شهوت‌زایی یک عمل جنسی رایج در بسیاری از فرهنگ‌ها است.

The couple experimented with different techniques during fellatio.

زوج در طول شهوت‌زایی تکنیک‌های مختلف را امتحان کردند.

Some people find fellatio to be an intimate and pleasurable act.

برخی از افراد شهوت‌زایی را یک عمل صمیمی و لذت‌بخش می‌دانند.

Fellatio can be a way for partners to explore their sexual desires together.

شهوت‌زایی می‌تواند راهی برای شرکا برای کشف خواسته‌های جنسی خود با هم باشد.

He was surprised when she initiated fellatio during their date.

او از اینکه او در طول قرار ملاقات خود شهوت‌زایی را شروع کرد، تعجب کرد.

They discussed their boundaries and comfort levels regarding fellatio.

آنها در مورد مرزها و سطح راحتی خود در رابطه با شهوت‌زایی بحث کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید