fellies

[ایالات متحده]/ˈfɛliz/
[بریتانیا]/ˈfɛliz/

ترجمه

n. لبه‌های چرخ

عبارات و ترکیب‌ها

fellies on fire

فَلّیز در حال اشتیاق

fellies in action

فَلّیز در عمل

fellies for fun

فَلّیز برای سرگرمی

fellies at play

فَلّیز در حال بازی

fellies in bloom

فَلّیز در شکوفایی

fellies in style

فَلّیز با سبک

fellies on display

نمایش فَلّیز

fellies for sale

فَلّیز برای فروش

fellies in motion

فَلّیز در حرکت

fellies at work

فَلّیز در حال کار

جملات نمونه

she has a special bond with her fellies.

او یک پیوند خاص با همراهانش دارد.

fellies can be great companions.

همراهان می‌توانند همراهان خوبی باشند.

taking care of fellies requires responsibility.

مراقبت از همراهان مسئولیت می طلبد.

many people enjoy spending time with their fellies.

بسیاری از مردم از گذراندن وقت با همراهانشان لذت می برند.

fellies often bring joy to our lives.

همراهان اغلب شادی را به زندگی ما می آورند.

training fellies can be a rewarding experience.

آموزش همراهان می تواند یک تجربه پاداش دهنده باشد.

fellies need regular exercise to stay healthy.

همراهان برای سالم ماندن به ورزش منظم نیاز دارند.

choosing the right fellies for your lifestyle is important.

انتخاب همراهان مناسب برای سبک زندگی شما مهم است.

fellies can sense our emotions and provide comfort.

همراهان می توانند احساسات ما را درک کنند و آسایش بخش باشند.

adopting fellies from shelters can save lives.

فرزندی گرفتن همراهان از پناهگاه ها می تواند جان انسان ها را نجات دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید