fellwalker

[ایالات متحده]/fɛlˈwɔːkə/
[بریتانیا]/fɛlˈwɔːkər/

ترجمه

n. شخصی که درگیر فساد یا رفتار مانند یک بزدل می‌شود
شکل‌های واژه

جملات نمونه

the experienced fellwalker packed his bag for the weekend expedition.

پیاده روی کننده تجربه‌دار چتر خود را برای گشت‌زنی این هفته آماده کرد.

every keen fellwalker knows that the weather can change instantly.

هر پیاده روی کننده با علاقه‌ای می‌داند که آب و هوا می‌تواند به طور ناگهانی تغییر کند.

she is a solitary fellwalker who prefers the quiet of the hills.

او یک پیاده روی کننده تنها است که به آرامش کوه‌ها ترجیح می‌دهد.

a map and compass are essential tools for any serious fellwalker.

یک نقشه و یک قطب‌نما ابزارهای ضروری برای هر پیاده روی کننده جدی هستند.

the group of fellwalkers reached the summit just before sunset.

گروه پیاده روی کنندگان به قله رسیدند کمی قبل از غروب خورشید.

sturdy boots are the most important gear for a fellwalker.

جوراب‌های محکم‌ترین تجهیزات برای یک پیاده روی کننده هستند.

he described himself as an avid fellwalker in his biography.

او در بیوگرافی خود را به عنوان یک پیاده روی کننده علاقه‌مند توصیف کرد.

the fellwalker navigated the steep ridge with great caution.

پیاده روی کننده با احتیاط زیاد از گذرهای شیب‌دار عبور کرد.

becoming a skilled fellwalker requires practice and good navigation skills.

شدن یک پیاده روی کننده ماهر نیاز به تمرین و مهارت‌های ناوبری خوب دارد.

the dedicated fellwalker heads out regardless of the rain.

پیاده روی کننده وفادار به راه رفتن می‌رود بدون توجه به باران.

we met a young fellwalker on the path to the peak.

ما در مسیر به قله یک پیاده روی کننده جوان را دیدیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید