fermoys

[ایالات متحده]/ˈfɜːmɔɪz/
[بریتانیا]/ˈfɜːrmɔɪz/

ترجمه

n. جمع Fermoy، یک اسم خاص که به یک فرد یا مکان در ایرلند اشاره دارد.

جملات نمونه

the rare fermoys were discovered in the ancient cave.

ферموی‌های نادر در غار باستانی کشف شدند.

she collected beautiful fermoys during her travels.

او در سفرهای خود فرموم‌های زیبایی جمع‌آوری کرد.

the museum displayed several unique fermoys.

موزه چند فرموم منحصر به فرد نمایش داد.

scientists study these mysterious fermoys carefully.

دانشمندان به دقت این فرموم‌های مرموز را مطالعه می‌کنند.

he found several fermoys hidden beneath the rocks.

او چند فرموم را پشت سنگ‌ها پیدا کرد.

the fermoys gleamed with an otherworldly light.

ферموی‌ها با نوری غیرمعمول لامinate شدند.

ancient texts mention powerful fermoys.

متن‌های باستانی درباره فرموم‌های قدرتمند یاد می‌کنند.

these fermoys have been preserved for centuries.

این فرموم‌ها به مدت قرن‌ها حفظ شده‌اند.

the farmer traded his fermoys at the market.

کشاورز فرموم‌های خود را در بازار به فروش رساند.

researchers continue to investigate the origins of these fermoys.

پژوهشگران به بررسی مبدأ این فرموم‌ها ادامه می‌دهند.

the fermoys resonated with a strange energy.

ферموی‌ها با یک انرژی عجیب هم‌ارزی داشتند.

legend says that fermoys bring good fortune.

اساساً گفته می‌شود که فرموم‌ها خوش‌بختی می‌آورند.

children played with colorful fermoys on the beach.

کودکان با فرموم‌های رنگارنگ روی ساحل بازی می‌کردند.

the expedition uncovered dozens of ancient fermoys.

این کاوشگری ده‌ها فرموم باستانی را کشف کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید