ferocity

[ایالات متحده]/fəˈrɒsəti/
[بریتانیا]/fəˈrɑːsəti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خشونت؛ بی‌رحمی؛ ضرب و شتم

عبارات و ترکیب‌ها

attack with ferocity

حمله با خشم

جملات نمونه

the ferocity of the storm caught them by surprise.

طوفان با شدت و خشم خود آن‌ها را غافلگیر کرد.

wreckage that testifies to the ferocity of the storm.

آثار تخریب‌شدگی که گوازی بر شدت طوفان است.

his speed and ferocity in attack were legend.

سرعت و خشونت او در حمله افسانه‌ای بود.

He had never heard such ferocity in a man’s voice.

هرگز چنین خشمی را در صدای مردی نشنیده بود.

It attacks its prey with great ferocity.

با خشونت زیاد به طعمه خود حمله می‌کند.

Even though formidable winters are the norm in the Dakotas, many people are unprepared for the ferocity of the bizzard of 1888.

با وجود اینکه زمستان‌های سخت در داکوتاس معمول هستند، بسیاری از مردم برای خشونت طوفان سال 1888 آماده نیستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید