ferrum

[ایالات متحده]/ˈfɛrəm/
[بریتانیا]/ˈfɛrəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. آهن (عنصر شیمیایی)؛ اصطلاح لاتین برای آهن

عبارات و ترکیب‌ها

ferrum oxide

اکسید آهن

ferrum sulfate

كبريتات آهن

ferrum chloride

كلرید آهن

ferrum phosphate

فسفات آهن

ferrum carbonate

كربنات آهن

ferrum hydroxide

هيدروكسيد آهن

ferrum sulfide

سولفيد آهن

ferrum nitrate

نيترات آهن

ferrum citrate

سيترات آهن

ferrum lactate

لاكتات آهن

جملات نمونه

ferrum is essential for human health.

فروم برای سلامتی انسان ضروری است.

many plants require ferrum to grow properly.

بسیاری از گیاهان برای رشد مناسب به فروم نیاز دارند.

ferrum can be found in various foods.

فروم را می توان در انواع غذاها یافت.

iron supplements often contain ferrum.

مکمل های آهن اغلب حاوی فروم هستند.

ferrum plays a key role in oxygen transport.

فروم نقش کلیدی در انتقال اکسیژن دارد.

a deficiency in ferrum can lead to anemia.

کمبود فروم می تواند منجر به کم خونی شود.

ferrum is often used in steel production.

فروم اغلب در تولید فولاد استفاده می شود.

increasing ferrum intake can improve energy levels.

افزایش مصرف فروم می تواند سطح انرژی را بهبود بخشد.

ferrum-rich foods include red meat and spinach.

غذاهای غنی از فروم شامل گوشت قرمز و اسفناج است.

ferrum is a vital component of hemoglobin.

فروم یک جزء حیاتی هموگلوبین است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید