fescue

[ایالات متحده]/'feskjuː/
[بریتانیا]/'fɛskjʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چوب معلم؛ گونه‌های علف.
Word Forms
جمعfescues

عبارات و ترکیب‌ها

fescue grass

چمن گز

tall fescue

چمن گز بلند

fine fescue

چمن گز ریز

جملات نمونه

The golf course is covered in fescue grass.

زمین گلف با چمن فسکوی پوشیده شده است.

Fescue is commonly used for landscaping and erosion control.

چمن فسکوی به طور معمول برای زیباسازی و کنترل فرسایش استفاده می شود.

The farmer planted fescue to improve the soil quality.

کشاورز برای بهبود کیفیت خاک، چمن فسکوی کاشت.

The fescue in the field swayed gently in the breeze.

چمن فسکوی در مزرعه به آرامی در نسیم تابید.

The cows grazed on the fescue meadow.

گاوها در مراتع چمن فسکوی چرا می کردند.

The fescue lawn requires less water than traditional grass.

چمن چمن فسکوی نسبت به چمن سنتی به آب کمتری نیاز دارد.

The landscape designer recommended using fescue for its drought tolerance.

طراح منظر استفاده از چمن فسکوی را به دلیل تحمل خشکی توصیه کرد.

The fescue added a touch of green to the garden.

چمن فسکوی رنگ سبز زیبایی به باغ بخشید.

The fescue seeds were scattered across the bare soil.

بذر چمن فسکوی روی خاک بدون پوشش پراکنده شد.

The fescue field stretched out as far as the eye could see.

مزرعه چمن فسکوی تا آنجا که چشم می بیند گسترده شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید