festuca

[ایالات متحده]/fɛˈstjuːkə/
[بریتانیا]/fɛˈstuːkə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک جنس از علف‌ها، که به طور معمول به عنوان فستو شناخته می‌شود
Word Forms
جمعfestucas

عبارات و ترکیب‌ها

festuca grass

چمن فستیکا

festuca species

گونه‌های فستیکا

festuca plant

گیاه فستیکا

festuca variety

نوع فستیکا

festuca meadow

چمنزار فستیکا

festuca habitat

زیستگاه فستیکا

festuca lawn

چمن مصنوعی فستیکا

festuca growth

رشد فستیکا

festuca management

مدیریت فستیکا

festuca ecology

اکولوژی فستیکا

جملات نمونه

festuca is a genus of grasses commonly found in temperate regions.

فستوک یک سرده از علف‌ها است که معمولاً در مناطق معتدل یافت می‌شود.

many gardeners prefer festuca for its drought-resistant properties.

بسیاری از باغداران به دلیل خاصیت مقاوم در برابر خشکی، فستوک را ترجیح می‌دهند.

festuca can be used to create a lush green lawn.

می‌توان از فستوک برای ایجاد یک چمنزار سبز و سرسبز استفاده کرد.

some species of festuca are known for their ornamental value.

برخی از گونه‌های فستوک به دلیل ارزش زینتی خود شناخته شده‌اند.

festuca is often included in seed mixes for erosion control.

فستوک اغلب در مخلوط‌های بذری برای کنترل فرسایش گنجانده می‌شود.

farmers appreciate festuca for its ability to improve soil quality.

کشاورزان از توانایی فستوک در بهبود کیفیت خاک قدردانی می‌کنند.

festuca grows well in poor soil conditions.

فستوک در شرایط خاک فقیر به خوبی رشد می‌کند.

wildlife often relies on festuca as a food source.

حیوانات وحشی اغلب به فستوک به عنوان منبع غذا متکی هستند.

festuca can be a great choice for low-maintenance landscaping.

فستوک می‌تواند انتخاب خوبی برای طراحی منظر با نگهداری کم باشد.

understanding the growth habits of festuca can help in gardening.

درک عادات رشد فستوک می‌تواند در باغبانی کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید