fetes

[ایالات متحده]/feɪt/
[بریتانیا]/feɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جشنواره یا نمایشگاه (فضای باز)، اغلب برای جمع‌آوری کمک‌های مالی؛ جشن؛ جشن مذهبی؛ میهمانی؛ رویداد خیریه
v. سرگرم کردن (کسی)؛ احترام گذاشتن؛ میزبانی یک میهمانی؛ ستایش کردن

عبارات و ترکیب‌ها

fetes and festivals

جشن‌ها و جشنواره‌ها

fetes of joy

جشن‌های شادی

local fetes

جشن‌های محلی

charity fetes

جشن‌های خیریه

school fetes

جشن‌های مدرسه

summer fetes

جشن‌های تابستان

fetes of light

جشن‌های نور

fetes of music

جشن‌های موسیقی

village fetes

جشن‌های روستایی

fetes of culture

جشن‌های فرهنگ

جملات نمونه

they celebrated the summer fetes with music and dancing.

آنها جشن‌های تابستانی را با موسیقی و رقص جشن گرفتند.

the local community fetes bring everyone together.

جشن‌های محلی باعث گرد هم شدن همه می شوند.

fetes are a great way to enjoy the outdoors.

جشن‌ها راهی عالی برای لذت بردن از فضای باز هستند.

she loves visiting the annual fetes in her town.

او عاشق بازدید از جشن‌های سالانه در شهرش است.

fetes often feature local crafts and foods.

جشن‌ها اغلب دارای صنایع دستی و غذاهای محلی هستند.

the school fetes raised funds for charity.

جشن‌های مدرسه برای کمک به خیریه جمع آوری کردند.

everyone looks forward to the winter fetes each year.

همه منتظر جشن‌های زمستانی هر سال هستند.

fetes can include games, rides, and entertainment.

جشن‌ها می‌توانند شامل بازی‌ها، سواری‌ها و سرگرمی باشند.

volunteers help organize the town fetes every summer.

داوطلبان به سازماندهی جشن‌های شهر هر تابستان کمک می‌کنند.

fetes are often accompanied by fireworks at night.

جشن‌ها اغلب با آتش‌بازی در شب همراه هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید