fetuss

[ایالات متحده]/fiːtəs/
[بریتانیا]/fiːtəs/

ترجمه

n. جنین انسان یا حیوان در حال توسعه قبل از تولد

عبارات و ترکیب‌ها

healthy fetuss

جنین سالم

developing fetuss

جنین در حال رشد

unborn fetuss

جنین جنین

fetal fetuss

جنين جنيني

male fetuss

جنین مذکر

female fetuss

جنین مونث

viable fetuss

جنین قابل انعاش

fetus fetuss

جنین جنین

multiple fetuss

چند قلو

frozen fetuss

جنین منجمد

جملات نمونه

the doctor monitored the development of the fetus throughout the pregnancy.

پزشک در طول بارداری، روند رشد جنین را زیر نظر داشت.

ultrasound can provide a clear image of the fetus.

سونوگرافی می‌تواند تصویری واضح از جنین ارائه دهد.

nutrition is vital for the health of the fetus.

تغذیه برای سلامت جنین بسیار مهم است.

expectant mothers often attend classes to learn about caring for the fetus.

زنان باردار اغلب در کلاس‌هایی شرکت می‌کنند تا در مورد مراقبت از جنین آموزش ببینند.

doctors recommend avoiding harmful substances during pregnancy to protect the fetus.

پزشکان توصیه می‌کنند در طول بارداری از مصرف مواد مضر برای محافظت از جنین اجتناب شود.

the fetus can respond to sounds from the outside world.

جنین می‌تواند به صداها از دنیای خارج پاسخ دهد.

regular check-ups help ensure the fetus is developing properly.

معاینات منظم به اطمینان از رشد مناسب جنین کمک می‌کند.

some studies suggest that music can positively influence the fetus.

برخی از مطالعات نشان می‌دهند که موسیقی می‌تواند تأثیر مثبتی بر جنین داشته باشد.

the health of the mother directly affects the fetus.

سلامتی مادر به طور مستقیم بر جنین تأثیر می‌گذارد.

genetic testing can provide information about the fetus's health.

تست‌های ژنتیکی می‌توانند اطلاعاتی در مورد سلامت جنین ارائه دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید