fibromas

[ایالات متحده]/faɪˈbrəʊ.məs/
[بریتانیا]/faɪˈbroʊ.məs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شکل جمع فیبروما

عبارات و ترکیب‌ها

remove fibromas

حذف فیبروم‌ها

fibromas treatment

درمان فیبروم‌ها

fibromas symptoms

علائم فیبروم‌ها

fibromas diagnosis

تشخیص فیبروم‌ها

fibromas removal

برداشتن فیبروم‌ها

fibromas growth

رشد فیبروم‌ها

fibromas causes

علت فیبروم‌ها

fibromas types

انواع فیبروم‌ها

fibromas research

تحقیقات فیبروم‌ها

fibromas removal surgery

جراحی برداشتن فیبروم‌ها

جملات نمونه

fibromas can develop in various tissues of the body.

فیبروماها می‌توانند در بافت‌های مختلف بدن ایجاد شوند.

patients with fibromas often seek medical advice.

بیماران مبتلا به فیبروما اغلب به دنبال مشاوره پزشکی هستند.

fibromas may cause discomfort depending on their size.

فیبروماها ممکن است بسته به اندازه آنها باعث ناراحتی شوند.

regular check-ups can help monitor fibromas.

معاینات منظم می‌تواند به ردیابی فیبروماها کمک کند.

some fibromas may require surgical removal.

برخی از فیبروماها ممکن است نیاز به برداشتن جراحی داشته باشند.

fibromas are generally benign tumors.

فیبروماها معمولاً تومورهای خوش خیم هستند.

research is ongoing to understand the causes of fibromas.

تحقیقات برای درک علل فیبروماها ادامه دارد.

women are more likely to develop fibromas than men.

زنان بیشتر از مردان احتمال ابتلا به فیبروما دارند.

fibromas can vary in size from small to large.

فیبروماها می‌توانند از کوچک تا بزرگ در اندازه متفاوت باشند.

some lifestyle changes may help manage fibromas.

برخی از تغییرات سبک زندگی ممکن است به مدیریت فیبروماها کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید