fieldgun

[ایالات متحده]/ˈfiːldɡʌn/
[بریتانیا]/ˈfiːldɡʌn/

ترجمه

n. یک سلاح گردشی متحرک که برای استفاده در نبرد طراحی شده است
شکل‌های واژه
جمعfieldguns

جملات نمونه

the army deployed heavy fieldguns to support the infantry advance

نیروی نظامی از گیروهای گرمایشی سنگین برای حمایت از پیشروی پیاده‌گردان استفاده کرد

fieldgun crews worked tirelessly to maintain the artillery positions

تیم‌های گیروهای گرمایشی با خستگی‌ناپذیر برای حفظ موقعیت‌های ارتش فعالیت می‌کردند

the outdated fieldguns were finally retired from active service

گیروهای گرمایشی منسوخ در نهایت از خدمت فعال خارج شدند

enemy fieldgun fire continued throughout the night

گلوله‌های گیروهای گرمایشی دشمن در طول شب ادامه یافت

a new fieldgun battery was established on the hill

یک باتری جدید گیروهای گرمایشی در کوه تأسیس شد

the museum displays a well-preserved wwii fieldgun

موزه یک گیروه گرمایشی جنگ جهانی دوم را نمایش می‌دهد که به خوبی حفظ شده است

modern warfare rendered traditional fieldguns obsolete

جنگ‌های مدرن گیروهای گرمایشی سنتی را منسوخ کرد

the fieldgun division moved into position before dawn

بخش گیروه‌های گرمایشی قبل از رویز تا موقعیت خود حرکت کرد

soldiers loaded ammunition into the fieldgun quickly

سربازان به سرعت نیروی گرمایشی را در گیروه گرمایشی بار کردند

fieldgun positions were camouflaged with natural materials

موقعیت‌های گیروه‌های گرمایشی با مواد طبیعی پوشانده شدند

the sound of the fieldgun echoed across the valley

صوت گیروه گرمایشی در دشت تکان داده شد

commanders coordinated fieldgun support with air strikes

فرماندهان حمایت گیروه‌های گرمایشی را با حملات هوایی هماهنگ کردند

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید