fieldpieces deployed
توزیع تجهیزات میدانی
fieldpieces firing
تیراندازی تجهیزات میدانی
fieldpieces position
موقعیت تجهیزات میدانی
fieldpieces advance
پیشروی تجهیزات میدانی
fieldpieces cover
پوشش تجهیزات میدانی
fieldpieces support
حمایت تجهیزات میدانی
fieldpieces range
محدوده تجهیزات میدانی
fieldpieces moved
تجهیزات میدانی جابجا شدهاند
fieldpieces damaged
تجهیزات میدانی آسیب دیدهاند
fieldpieces ready
تجهیزات میدانی آمادهاند
the artillery unit deployed several fieldpieces to support the infantry.
واحد مدفعی چند مدفع میدانی را برای حمایت از پیادهگردان پراکنده بود.
the museum displayed antique fieldpieces from the 18th century.
موزه مدفعهای میدانی باستانی قرن هجدهم را نمایش داد.
the soldiers meticulously maintained their fieldpieces in the harsh desert environment.
سربازان به دقت مدفعهای میدانی خود را در محیط سخت صحرا حفظ میکردند.
the battlefield was littered with abandoned fieldpieces after the fierce battle.
پس از جنگ شدید، زمین جنگ با مدفعهای میدانی ترکیده پر شده بود.
the engineers carefully transported the heavy fieldpieces across the river.
مühendisها مدفعهای میدانی سنگین را با دقت از یک طرف رودخانه به طرف دیگر منتقل کردند.
the defensive line was reinforced with strategically placed fieldpieces.
خط دفاعی با مدفعهای میدانی بهطور استراتژیک قرار داده شده تقویت شد.
the training exercise focused on the effective use of fieldpieces in urban environments.
تمرین آموزشی روی استفاده مؤثر از مدفعهای میدانی در محیطهای شهری متمرکز بود.
the historical records detailed the types and capabilities of the fieldpieces used in the war.
دستاوردهای تاریخی انواع و تواناییهای مدفعهای میدانی مورد استفاده در جنگ را جزئیات بیشتری ارائه میکرد.
the crew prepared the fieldpieces for immediate firing upon receiving the order.
تیم با مدفعهای میدانی برای شلیک فوری پس از دریافت فرمان آماده شدند.
the design of the new fieldpieces emphasized increased accuracy and range.
طراحی مدفعهای میدانی جدید بر روی افزایش دقت و محدوده تمرکز داشت.
the logistics team coordinated the resupply of ammunition for the fieldpieces.
تیم لجستیک بازپرستنده مواد مصرفی مدفعهای میدانی را هماهنگ کرد.
fieldpieces deployed
توزیع تجهیزات میدانی
fieldpieces firing
تیراندازی تجهیزات میدانی
fieldpieces position
موقعیت تجهیزات میدانی
fieldpieces advance
پیشروی تجهیزات میدانی
fieldpieces cover
پوشش تجهیزات میدانی
fieldpieces support
حمایت تجهیزات میدانی
fieldpieces range
محدوده تجهیزات میدانی
fieldpieces moved
تجهیزات میدانی جابجا شدهاند
fieldpieces damaged
تجهیزات میدانی آسیب دیدهاند
fieldpieces ready
تجهیزات میدانی آمادهاند
the artillery unit deployed several fieldpieces to support the infantry.
واحد مدفعی چند مدفع میدانی را برای حمایت از پیادهگردان پراکنده بود.
the museum displayed antique fieldpieces from the 18th century.
موزه مدفعهای میدانی باستانی قرن هجدهم را نمایش داد.
the soldiers meticulously maintained their fieldpieces in the harsh desert environment.
سربازان به دقت مدفعهای میدانی خود را در محیط سخت صحرا حفظ میکردند.
the battlefield was littered with abandoned fieldpieces after the fierce battle.
پس از جنگ شدید، زمین جنگ با مدفعهای میدانی ترکیده پر شده بود.
the engineers carefully transported the heavy fieldpieces across the river.
مühendisها مدفعهای میدانی سنگین را با دقت از یک طرف رودخانه به طرف دیگر منتقل کردند.
the defensive line was reinforced with strategically placed fieldpieces.
خط دفاعی با مدفعهای میدانی بهطور استراتژیک قرار داده شده تقویت شد.
the training exercise focused on the effective use of fieldpieces in urban environments.
تمرین آموزشی روی استفاده مؤثر از مدفعهای میدانی در محیطهای شهری متمرکز بود.
the historical records detailed the types and capabilities of the fieldpieces used in the war.
دستاوردهای تاریخی انواع و تواناییهای مدفعهای میدانی مورد استفاده در جنگ را جزئیات بیشتری ارائه میکرد.
the crew prepared the fieldpieces for immediate firing upon receiving the order.
تیم با مدفعهای میدانی برای شلیک فوری پس از دریافت فرمان آماده شدند.
the design of the new fieldpieces emphasized increased accuracy and range.
طراحی مدفعهای میدانی جدید بر روی افزایش دقت و محدوده تمرکز داشت.
the logistics team coordinated the resupply of ammunition for the fieldpieces.
تیم لجستیک بازپرستنده مواد مصرفی مدفعهای میدانی را هماهنگ کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید