| جمع | fincens |
fincen regulations require financial institutions to report suspicious activities.
قوانین فینسین نهادهای مالی را ملزم میکند تا فعالیتهای مشکوک را گزارش دهند.
the fincen database contains millions of suspicious activity reports.
پایگاه داده فینسین میلیونها گزارش فعالیتهای مشکوک را شامل میشود.
banks must comply with fincen anti-money laundering requirements.
بانکها باید با الزامات فینسین در زمینه جلوگیری از پولشویی مطابقت دهند.
fincen issues guidelines for cryptocurrency transactions.
فینسین راهنماییهایی برای معاملات ارز دیجیتال ارائه میدهد.
financial institutions file fincen reports electronically.
نهادهای مالی گزارشهای فینسین را به صورت الکترونیکی ثبت میکنند.
the fincen director testified before congress.
رئیس فینسین در جلسه کنگره گواهی گذاشت.
violating fincen rules can result in heavy fines.
نقض قوانین فینسین ممکن است به جریمههای سنگین منجر شود.
fincen monitors international fund transfers.
فینسین انتقالهای مالی بینالمللی را نظارت میکند.
companies must register with fincen as part of compliance.
شرکتها باید به عنوان بخشی از مطابقت با فینسین ثبت نام کنند.
fincen works with law enforcement agencies globally.
فینسین با نهادهای اجرای قانون در سراسر جهان همکاری میکند.
the fincen database helps prevent financial crimes.
پایگاه داده فینسین در جلوگیری از جرایم مالی کمک میکند.
analysts review fincen filings for patterns.
تحلیلگران الگوهایی را در گزارشهای فینسین بررسی میکنند.
fincen updates its watchlist regularly.
فینسین لیست نظارت خود را به طور منظم بهروز میکند.
fincen investigates complex money laundering schemes.
فینسین طرحهای پیچیده پولشویی را بررسی میکند.
financial institutions face strict fincen penalties for non-compliance.
نهادهای مالی در صورت عدم مطابقت با فینسین با مجازاتهای سخت مواجه میشوند.
fincen regulations require financial institutions to report suspicious activities.
قوانین فینسین نهادهای مالی را ملزم میکند تا فعالیتهای مشکوک را گزارش دهند.
the fincen database contains millions of suspicious activity reports.
پایگاه داده فینسین میلیونها گزارش فعالیتهای مشکوک را شامل میشود.
banks must comply with fincen anti-money laundering requirements.
بانکها باید با الزامات فینسین در زمینه جلوگیری از پولشویی مطابقت دهند.
fincen issues guidelines for cryptocurrency transactions.
فینسین راهنماییهایی برای معاملات ارز دیجیتال ارائه میدهد.
financial institutions file fincen reports electronically.
نهادهای مالی گزارشهای فینسین را به صورت الکترونیکی ثبت میکنند.
the fincen director testified before congress.
رئیس فینسین در جلسه کنگره گواهی گذاشت.
violating fincen rules can result in heavy fines.
نقض قوانین فینسین ممکن است به جریمههای سنگین منجر شود.
fincen monitors international fund transfers.
فینسین انتقالهای مالی بینالمللی را نظارت میکند.
companies must register with fincen as part of compliance.
شرکتها باید به عنوان بخشی از مطابقت با فینسین ثبت نام کنند.
fincen works with law enforcement agencies globally.
فینسین با نهادهای اجرای قانون در سراسر جهان همکاری میکند.
the fincen database helps prevent financial crimes.
پایگاه داده فینسین در جلوگیری از جرایم مالی کمک میکند.
analysts review fincen filings for patterns.
تحلیلگران الگوهایی را در گزارشهای فینسین بررسی میکنند.
fincen updates its watchlist regularly.
فینسین لیست نظارت خود را به طور منظم بهروز میکند.
fincen investigates complex money laundering schemes.
فینسین طرحهای پیچیده پولشویی را بررسی میکند.
financial institutions face strict fincen penalties for non-compliance.
نهادهای مالی در صورت عدم مطابقت با فینسین با مجازاتهای سخت مواجه میشوند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید