fingerflowers

[ایالات متحده]/ˈfɪŋɡəflaʊəz/
[بریتانیا]/ˈfɪŋɡərflaʊərz/

ترجمه

n. نوعی گیاه گلدار که معمولاً کوچک و نرم است و روی انگشت یا به شکل انگشت رشد می‌کند.

جملات نمونه

the children carefully planted the fingerflowers in the garden.

کودکان با دقت گل‌های انگشتی را در باغ کاشتند.

she received a beautiful bouquet of fingerflowers for her birthday.

او برای تولد خود یک گل‌آرا زیبای گل‌های انگشتی دریافت کرد.

bright pink fingerflowers bloomed throughout the summer season.

گل‌های انگشتی صورتی روشن در طول فصل تابستان گل می‌زدند.

we need to water the fingerflowers every morning.

ما باید گل‌های انگشتی را هر صبح آبیاری کنیم.

he picked some fingerflowers to decorate the dinner table.

او چند گل انگشتی برای زیبایی‌سازی میز غذا انتخاب کرد.

the rare fingerflowers require specific soil conditions to grow.

گل‌های انگشتی نادر نیاز به شرایط خاصی از خاک برای رشد دارند.

bees are often attracted to the colorful fingerflowers.

میگو‌ها اغلب به گل‌های انگشتی رنگارنگ جذب می‌شوند.

the old cottage was surrounded by wild fingerflowers.

خانه قدیمی توسط گل‌های انگشتی جنگلی احاطه شده بود.

she pressed a few fingerflowers between the pages of her book.

او چند گل انگشتی را بین صفحات کتابش فشار داد.

the sweet scent of fingerflowers filled the room.

بوی شیرین گل‌های انگشتی اتاق را پر کرد.

artists love to paint the delicate petals of fingerflowers.

هنرمندان دوست دارند گل‌های انگشتی را با توجه به پرچم‌های نرم رنگ‌آمیزی کنند.

please handle the fingerflowers gently to avoid damaging them.

لطفاً گل‌های انگشتی را با دقت بیشتری دستکاری کنید تا آنها را آسیب ندهید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید